scientifique

[ایالات متحده]//s.jɑ̃.ti.fik//
[بریتانیا]//s.jɑ̃.ti.fik//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. علمی
n. دانشمند
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the scientific community has made significant progress in climate research.

جامعه علمی در تحقیقات آب و هوا پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است.

she published a scientific paper on quantum physics.

او یک مقاله علمی درباره فیزیک کوانتوم منتشر کرد.

scientific evidence supports the theory of evolution.

دلایل علمی نظریه تکامل را پشتیبانی می‌کنند.

he works at a scientific research institute.

او در یک مؤسسه تحقیقاتی علمی کار می‌کند.

the scientific method is essential for objective inquiry.

روش علمی برای تحقیق موضوعی ضروری است.

they conducted a scientific experiment to test the hypothesis.

آنها یک آزمایش علمی برای آزمون فرضیه انجام دادند.

scientific breakthroughs often require years of dedication.

پیشرفت‌های علمی اغلب نیاز به سال‌ها از تعهد دارند.

the conference brought together leading scientific minds.

کنفرانس ذهن‌های علمی رهبران را در یک جای گرد هم آورد.

scientific advancements have revolutionized modern medicine.

پیشرفت‌های علمی پزشکی مدرن را انقلابی کرده‌اند.

we need more scientific data to draw conclusions.

برای اخذ نتیجه‌گیری‌های بیشتر داده‌های علمی بیشتری نیاز داریم.

the scientific journal published his groundbreaking research.

مجله علمی تحقیقات پیش‌گام او را منتشر کرد.

scientific curiosity drives innovation and discovery.

好奇心 علمی نوآوری و کشف را به حرکت می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید