scooper

[ایالات متحده]/ˈskuːpə/
[بریتانیا]/ˈskuːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای برداشتن یا بلند کردن غذا؛ تجهیزاتی برای حمل مواد به صورت عمده؛ ابزاری برای حک کردن یا شکل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream scooper

قاشق بستنی

scooper tool

ابزار اسکوب

cookie scooper

اسکوب شیرینی

scooper cup

لیوان اسکوب

scooper size

اندازه اسکوب

scooper handle

دسته اسکوب

scooper design

طراحی اسکوب

scooper set

ست اسکوب

scooper scoop

اسکوب اسکوب

food scooper

اسکوب غذا

جملات نمونه

she used a scooper to serve the ice cream.

او از یک स्कूपر برای سرو کردن بستنی استفاده کرد.

the dog food scooper makes feeding easier.

स्कूपر غذای سگ باعث آسان‌تر شدن غذا دادن می‌شود.

he grabbed a scooper to clean up the yard.

او یک स्कूपر برداشت تا حیاط را تمیز کند.

using a scooper, she filled the containers quickly.

با استفاده از یک स्कूपر، او به سرعت ظروف را پر کرد.

they bought a new scooper for the cat litter.

آنها یک स्कूपر جدید برای خاک گربه خریدند.

the ice cream scooper is perfect for summer parties.

स्कूपر بستنی برای مهمانی‌های تابستانی عالی است.

he always keeps a scooper in his car for emergencies.

او همیشه یک स्कूपر را برای مواقع اضطراری در ماشین خود نگه می‌دارد.

with a scooper, you can easily portion out the dough.

با یک स्कूपر، می‌توانید به راحتی خمیر را تقسیم کنید.

the scooper helps maintain a clean workspace.

स्कूपر به حفظ یک فضای کاری تمیز کمک می‌کند.

she prefers a metal scooper for its durability.

او یک स्कूपر فلزی را به دلیل دوام آن ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید