scoots away
دور میشود
scoots past
کنار میرود
scoots off
دور میشود
scoots around
چکره وار میرود
scoots down
به پایین میرود
scoots up
به بالا میرود
scoots by
از کنار میگذرد
scoots in
وارد میشود
scoots out
خارج میشود
scoots along
همراه میرود
the cat scoots across the floor when it sees a mouse.
گربه وقتی موشی میبیند، به سرعت از روی زمین عبور میکند.
he scoots his chair closer to the table to eat.
او برای غذا خوردن صندلیاش را به میز نزدیک میکند.
the child scoots down the slide with excitement.
کودک با هیجان از سرسره پایین میرود.
she scoots her laptop away to make space.
او لپتاپش را کنار میزند تا جای باز کند.
the dog scoots over to greet its owner.
سگ برای خوشامدگویی به سمت صاحبش میرود.
he scoots past the crowd to get to the front.
او برای رسیدن به جلو از جمعیت عبور میکند.
the skateboarder scoots down the hill effortlessly.
اسکیتسوار به راحتی از تپه به پایین میرود.
she scoots her chair back to stand up.
او صندلیاش را عقب میکشد تا بلند شود.
the rabbit scoots away when it senses danger.
خرگوش وقتی خطر را حس میکند، فرار میکند.
he scoots his feet to keep warm on the cold floor.
او برای گرم ماندن روی زمین سرد، پاهایش را به حرکت در میآورد.
scoots away
دور میشود
scoots past
کنار میرود
scoots off
دور میشود
scoots around
چکره وار میرود
scoots down
به پایین میرود
scoots up
به بالا میرود
scoots by
از کنار میگذرد
scoots in
وارد میشود
scoots out
خارج میشود
scoots along
همراه میرود
the cat scoots across the floor when it sees a mouse.
گربه وقتی موشی میبیند، به سرعت از روی زمین عبور میکند.
he scoots his chair closer to the table to eat.
او برای غذا خوردن صندلیاش را به میز نزدیک میکند.
the child scoots down the slide with excitement.
کودک با هیجان از سرسره پایین میرود.
she scoots her laptop away to make space.
او لپتاپش را کنار میزند تا جای باز کند.
the dog scoots over to greet its owner.
سگ برای خوشامدگویی به سمت صاحبش میرود.
he scoots past the crowd to get to the front.
او برای رسیدن به جلو از جمعیت عبور میکند.
the skateboarder scoots down the hill effortlessly.
اسکیتسوار به راحتی از تپه به پایین میرود.
she scoots her chair back to stand up.
او صندلیاش را عقب میکشد تا بلند شود.
the rabbit scoots away when it senses danger.
خرگوش وقتی خطر را حس میکند، فرار میکند.
he scoots his feet to keep warm on the cold floor.
او برای گرم ماندن روی زمین سرد، پاهایش را به حرکت در میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید