scoped

[ایالات متحده]/skəʊpt/
[بریتانیا]/skoʊpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دقت بررسی یا مطالعه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scoped access

دسترسی محدود

scoped variable

متغیر محدود

scoped context

زمینه محدود

scoped query

پرس و جوی محدود

scoped function

تابع محدود

scoped style

سبک محدود

scoped resource

منبع محدود

scoped event

رویداد محدود

scoped identifier

شناسه محدود

scoped block

بلاک محدود

جملات نمونه

the project was scoped to meet specific deadlines.

پروژه به گونه‌ای تعریف شد تا مهلت‌های مقرر را رعایت کند.

we scoped the requirements before starting development.

ما الزامات را قبل از شروع توسعه تعریف کردیم.

the budget was scoped to include all necessary expenses.

بودجه به گونه‌ای تعریف شد تا شامل تمام هزینه‌های لازم باشد.

she scoped out the competition before launching her product.

او قبل از راه اندازی محصول خود، رقابت را بررسی کرد.

the team scoped the project to ensure it was achievable.

تیم پروژه را تعریف کرد تا اطمینان حاصل شود که قابل دستیابی است.

they scoped the risks involved in the new strategy.

آنها خطرات مرتبط با استراتژی جدید را تعریف کردند.

he scoped the audience to tailor his presentation.

او مخاطبان را تعریف کرد تا ارائه خود را متناسب کند.

the software was scoped to enhance user experience.

نرم افزار به گونه‌ای تعریف شد تا تجربه کاربر را بهبود بخشد.

we scoped the timeline for the entire project.

ما جدول زمانی برای کل پروژه تعریف کردیم.

the initiative was scoped to promote community engagement.

این طرح به گونه‌ای تعریف شد تا مشارکت جامعه را ترویج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید