scorpers

[ایالات متحده]/ˈskɔːpə/
[بریتانیا]/ˈskɔrpər/

ترجمه

n. مرغابی اسکاپ؛ اسکاپ کوچک؛ مرغابی کلاهدار

عبارات و ترکیب‌ها

scorper tool

ابزار اسکورپر

scorper design

طراحی اسکورپر

scorper technique

تکنیک اسکورپر

scorper handle

دسته اسکورپر

scorper blade

تیغه اسکورپر

scorper set

ست اسکورپر

scorper art

هنر اسکورپر

scorper project

پروژه اسکورپر

scorper master

استاد اسکورپر

scorper finish

پایان اسکورپر

جملات نمونه

he used a scorper to carve the intricate design.

او از یک اسکورپر برای کندن طرح پیچیده استفاده کرد.

the artist prefers to work with a scorper for finer details.

هنرمند ترجیح می دهد برای جزئیات دقیق تر با یک اسکورپر کار کند.

she learned how to handle a scorper in her sculpture class.

او یاد گرفت که چگونه از یک اسکورپر در کلاس مجسمه سازی خود استفاده کند.

the craftsman sharpened his scorper before starting the project.

صنعتگر قبل از شروع پروژه، اسکورپر خود را تیز کرد.

using a scorper requires patience and precision.

استفاده از یک اسکورپر نیاز به صبر و دقت دارد.

he demonstrated how to make smooth lines with a scorper.

او نحوه ایجاد خطوط صاف با یک اسکورپر را نشان داد.

the teacher showed us different techniques with a scorper.

معلم تکنیک های مختلف با یک اسکورپر را به ما نشان داد.

after practicing, she became skilled at using a scorper.

پس از تمرین، او در استفاده از یک اسکورپر ماهر شد.

he prefers a scorper over other carving tools.

او ترجیح می دهد از ابزارهای حکاکی دیگر از یک اسکورپر استفاده کند.

the intricate patterns were created using a scorper.

الگوهای پیچیده با استفاده از یک اسکورپر ایجاد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید