scragging

[ایالات متحده]/ˈskræɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskræɡɪŋ/

ترجمه

v. عمل خفه کردن یا فشار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

scragging the neck

کشیدن گردن

scragging a chicken

کشیدن یک مرغ

scragging the fish

کشیدن ماهی

scragging the meat

کشیدن گوشت

scragging the lamb

کشیدن بره

scragging the game

کشیدن بازی

scragging the prey

کشیدن طعمه

scragging the animal

کشیدن حیوان

scragging on stage

کشیدن روی صحنه

scragging the rabbit

کشیدن خرگوش

جملات نمونه

scragging the chicken before cooking it ensures tenderness.

چیدن و تمیز کردن مرغ قبل از پخت آن باعث اطمینان از لطافت آن می‌شود.

he was scragging the rope to make it tighter.

او طناب را می‌چید تا آن را محکم‌تر کند.

they were scragging the branches to clear the path.

آنها شاخه‌ها را می‌چیدند تا مسیر را باز کنند.

scragging the old furniture was necessary for the renovation.

چیدن وسایل قدیمی برای بازسازی ضروری بود.

she was scragging the fabric to create a new dress.

او پارچه را می‌چید تا یک لباس جدید بسازد.

scragging the fish before cooking helps to remove the bones.

چیدن ماهی قبل از پختن به برداشتن استخوان‌ها کمک می‌کند.

the team was scragging the old equipment for better performance.

تیم وسایل قدیمی را می‌چید تا عملکرد بهتری داشته باشد.

he spent the afternoon scragging the overgrown hedges.

او بعد از ظهر را به چیدن درختچه‌های بیش از حد رشد کرده گذراند.

scragging the weeds is essential for a healthy garden.

چیدن علف‌های هرز برای داشتن یک باغ سالم ضروری است.

she enjoys scragging the clay to shape her pottery.

او از چیدن خاک رس برای شکل دادن به گلدان‌هایش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید