scrambler

[ایالات متحده]/ˈskræmblə/
[بریتانیا]/'skræmblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خزنده؛ مخلوط‌کننده

جملات نمونه

CODAN HF Voice scrambler option for NGT transceivers is a simple, practical and affordable solution for communication security (COMSEC) across High Frequency (HF) radio networks.

گزینه دستگاه رمزگذاری صدا HF شرکت CODAN برای دستگاه‌های دوطرفه NGT یک راه حل ساده، کاربردی و مقرون‌به‌صرفه برای امنیت ارتباطات (COMSEC) در شبکه‌های رادیویی فرکانس بالا (HF) است.

The chef used a scrambler to mix the ingredients for the cake.

سرآشپز از یک دستگاه مخلوط کن برای ترکیب مواد لازم برای کیک استفاده کرد.

I need to buy a new scrambler for my kitchen.

من نیاز دارم یک دستگاه مخلوط کن جدید برای آشپزخانه ام بخرم.

She used a scrambler to whip up a delicious omelette.

او از یک دستگاه مخلوط کن برای تهیه یک املت خوشمزه استفاده کرد.

The scrambler malfunctioned while making smoothies.

در حین تهیه اسموتی، دستگاه مخلوط کن دچار مشکل شد.

He fixed the scrambler before preparing the sauce.

او قبل از تهیه سس، دستگاه مخلوط کن را تعمیر کرد.

The scrambler is an essential tool in the kitchen.

دستگاه مخلوط کن یک ابزار ضروری در آشپزخانه است.

They used a scrambler to blend the different flavors together.

آنها از یک دستگاه مخلوط کن برای ترکیب طعم های مختلف استفاده کردند.

A high-quality scrambler can make cooking more efficient.

یک دستگاه مخلوط کن با کیفیت بالا می تواند آشپزی را کارآمدتر کند.

The scrambler has multiple speed settings for different tasks.

دستگاه مخلوط کن دارای تنظیمات سرعت متعدد برای انجام کارهای مختلف است.

She loves using the scrambler to make smoothies for breakfast.

او عاشق استفاده از دستگاه مخلوط کن برای تهیه اسموتی برای صبحانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید