confuser beware
مراقب باشید، سردرگم
a confuser's guide
راهنمای سردرگم
confuser in chief
رهبر سردرگم
confuser's dilemma
معضل سردرگم
being a confuser
بودن یک سردرگم
confuser's choice
انتخاب سردرگم
confuser's perspective
دیدگاه سردرگم
confuser's handbook
کتاب راهنمای سردرگم
the complex instructions really confuse me.
دستورالعملهای پیچیده واقعاً من را گیج میکنند.
don't confuse kindness with weakness.
مهربانی را با ضعف اشتباه نکنید.
the new software update confused many users.
بهروزرسانی نرمافزار جدید بسیاری از کاربران را گیج کرد.
he tends to confuse right and wrong.
او معمولاً درست و غلط را با هم اشتباه میگیرد.
the ambiguous wording can confuse voters.
عبارات مبهم میتواند رایدهندگان را گیج کند.
i don't want to confuse the issue further.
من نمیخواهم مسئله را بیشتر پیچیده کنم.
the similar terms often confuse students.
اصطلاحات مشابه اغلب دانشآموزان را گیج میکند.
she tried not to confuse her personal feelings with her professional judgment.
او سعی کرد احساسات شخصی خود را با قضاوت حرفهای خود اشتباه نکند.
the magician's tricks confuse and amaze the audience.
ترفندهای شعبدهباز باعث گیج شدن و شگفتزدگی مخاطبان میشود.
the constant changes confuse the team's strategy.
تغییرات مداوم استراتژی تیم را گیج میکند.
the question was so confusing that i couldn't answer it.
سوال آنقدر گیجکننده بود که نتوانستم به آن پاسخ دهم.
confuser beware
مراقب باشید، سردرگم
a confuser's guide
راهنمای سردرگم
confuser in chief
رهبر سردرگم
confuser's dilemma
معضل سردرگم
being a confuser
بودن یک سردرگم
confuser's choice
انتخاب سردرگم
confuser's perspective
دیدگاه سردرگم
confuser's handbook
کتاب راهنمای سردرگم
the complex instructions really confuse me.
دستورالعملهای پیچیده واقعاً من را گیج میکنند.
don't confuse kindness with weakness.
مهربانی را با ضعف اشتباه نکنید.
the new software update confused many users.
بهروزرسانی نرمافزار جدید بسیاری از کاربران را گیج کرد.
he tends to confuse right and wrong.
او معمولاً درست و غلط را با هم اشتباه میگیرد.
the ambiguous wording can confuse voters.
عبارات مبهم میتواند رایدهندگان را گیج کند.
i don't want to confuse the issue further.
من نمیخواهم مسئله را بیشتر پیچیده کنم.
the similar terms often confuse students.
اصطلاحات مشابه اغلب دانشآموزان را گیج میکند.
she tried not to confuse her personal feelings with her professional judgment.
او سعی کرد احساسات شخصی خود را با قضاوت حرفهای خود اشتباه نکند.
the magician's tricks confuse and amaze the audience.
ترفندهای شعبدهباز باعث گیج شدن و شگفتزدگی مخاطبان میشود.
the constant changes confuse the team's strategy.
تغییرات مداوم استراتژی تیم را گیج میکند.
the question was so confusing that i couldn't answer it.
سوال آنقدر گیجکننده بود که نتوانستم به آن پاسخ دهم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید