scrubbings

[ایالات متحده]/ˈskrʌbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskrʌbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مالش سخت تمیز کردن; با برس تمیز کردن; (گرد و غبار، کثیفی) را پاک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scrubbing away dirt

تمیز کردن و از بین بردن کثیفی

scrubbing the floors

تمیز کردن کف‌ها

scrubbing tower

برج اسکراب

جملات نمونه

She is scrubbing the floor with a brush.

او کف را با برس تمیز می‌کند.

He spends hours scrubbing the pots and pans in the kitchen.

او ساعت‌ها در آشپزخانه قابلمه و تابه را تمیز می‌کند.

I need a new scrubbing brush for cleaning the bathroom.

من به یک برس تمیز کننده جدید برای تمیز کردن حمام نیاز دارم.

Scrubbing the bathtub is my least favorite household chore.

تمیز کردن وان حمام، کم‌علاقه‌ترین کار خانه برای من است.

She scrubbed the stains out of the carpet successfully.

او با موفقیت لکه‌ها را از روی فرش پاک کرد.

The cleaner is scrubbing the windows to make them sparkle.

تمیزکار در حال تمیز کردن پنجره‌ها برای اینکه درخشندگی داشته باشند است.

I can hear the sound of scrubbing coming from the kitchen.

من می‌توانم صدای تمیز کردن را از آشپزخانه بشنوم.

He scrubbed the graffiti off the wall with a special cleaner.

او با یک پاک‌کننده خاص، نوشته‌های دیواری را از روی دیوار پاک کرد.

After scrubbing the deck, it looks brand new.

بعد از تمیز کردن عرشه، کاملاً نو به نظر می‌رسد.

She is scrubbing the dishes before putting them in the dishwasher.

او قبل از قرار دادن آنها در ماشین ظرفشویی، بشقاب‌ها را تمیز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید