seafoods

[ایالات متحده]/ˈsiːfʊdz/
[بریتانیا]/ˈsiːfudz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محصولات غذایی دریایی، به ویژه ماهی و صدف؛ شکل جمع غذاهای دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

fresh seafoods

غذای دریایی تازه

cooked seafoods

غذای دریایی پخته شده

frozen seafoods

غذای دریایی منجمد

seafoods platter

سینی غذاهای دریایی

mixed seafoods

غذای دریایی مخلوط

seafoods market

بازار غذاهای دریایی

seafoods restaurant

رستوران غذاهای دریایی

seafoods dish

غذاهای دریایی

seafoods soup

سوپ غذاهای دریایی

seafoods selection

انتخاب غذاهای دریایی

جملات نمونه

seafoods are rich in omega-3 fatty acids.

غذاهای دریایی سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 هستند.

many people enjoy cooking seafood dishes.

بسیاری از مردم از پختن غذاهای دریایی لذت می برند.

seafoods should be stored properly to maintain freshness.

برای حفظ تازگی باید غذاهای دریایی را به درستی نگهداری کرد.

she ordered a platter of assorted seafoods.

او یک بشقاب غذاهای دریایی مخلوط سفارش داد.

eating seafoods can boost your immune system.

خوردن غذاهای دریایی می تواند سیستم ایمنی بدن شما را تقویت کند.

seafoods can be prepared in various ways.

می توان غذاهای دریایی را به روش های مختلف تهیه کرد.

he is allergic to certain types of seafoods.

او به برخی از انواع غذاهای دریایی آلرژی دارد.

fresh seafoods are available at the local market.

غذاهای دریایی تازه در بازار محلی در دسترس است.

seafoods are a staple in coastal cuisine.

غذاهای دریایی یک غذای اصلی در آشپزی ساحلی هستند.

many restaurants specialize in seafoods.

بسیاری از رستوران ها در غذاهای دریایی تخصص دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید