sealskin

[ایالات متحده]/ˈsiːlskɪn/
[بریتانیا]/ˈsiːlskɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست یا پنه یک فوک؛ یک کت ساخته شده از پوست فوک
Word Forms
جمعsealskins

عبارات و ترکیب‌ها

sealskin coat

کت پوست فوک

sealskin boots

نیم‌بوت پوست فوک

sealskin gloves

دستکش پوست فوک

sealskin hat

کلاه پوست فوک

sealskin purse

کیف پوست فوک

sealskin jacket

ژاکت پوست فوک

sealskin rug

گلیم پوست فوک

sealskin wallet

کیف پول پوست فوک

sealskin trim

تزیینات پوست فوک

sealskin accessories

لوازم جانبی پوست فوک

جملات نمونه

sealskin is often used in traditional clothing.

پوست فوک اغلب در لباس‌های سنتی استفاده می‌شود.

many cultures value sealskin for its warmth and durability.

فرهنگ‌های بسیاری پوست فوک را به دلیل گرم نگه داشتن و دوام آن ارزشمند می‌دانند.

she wore a beautiful sealskin coat to the event.

او یک کت فوک زیبا به مراسم پوشید.

sealskin products are often considered luxury items.

محصولات پوست فوک اغلب به عنوان کالاهای لوکس در نظر گرفته می‌شوند.

craftsmen skillfully work with sealskin to create unique designs.

صنعتگران با مهارت با پوست فوک برای ایجاد طرح‌های منحصر به فرد کار می‌کنند.

sealskin can be quite expensive due to its rarity.

به دلیل کمیاب بودن، پوست فوک می‌تواند بسیار گران باشد.

some people oppose the use of sealskin for ethical reasons.

برخی از افراد به دلایل اخلاقی با استفاده از پوست فوک مخالفند.

sealskin is often waterproof, making it ideal for outerwear.

پوست فوک اغلب ضد آب است و آن را برای پوشیدن لباس مناسب می‌کند.

he inherited a sealskin bag from his grandmother.

او یک کیف پوست فوک از مادربزرگش به ارث برد.

sealskin is sometimes used in traditional inuit art.

پوست فوک گاهی اوقات در هنر اینوییت سنتی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید