seamanship

[ایالات متحده]/'siːmənʃɪp/
[بریتانیا]/'simənʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت یا هنر ناوبری کشتی؛ تخصص یک ملوان ماهر.
Word Forms

جملات نمونه

He has excellent seamanship skills.

او مهارت‌های دریانوردی عالی دارد.

Seamanship is an essential skill for sailors.

دریانوردی یک مهارت ضروری برای دریانوردان است.

The captain demonstrated his seamanship during the storm.

کاپیتان مهارت‌های دریانوردی خود را در طول طوفان نشان داد.

Training in seamanship is part of the maritime curriculum.

آموزش دریانوردی بخشی از برنامه درسی دریایی است.

She learned seamanship from her grandfather who was a sailor.

او مهارت‌های دریانوردی را از پدربزرگ خود که یک دریانورد بود آموخت.

The navy recruits individuals with strong seamanship abilities.

نیروی دریایی افرادی با مهارت‌های دریانوردی قوی را جذب می‌کند.

Seamanship requires knowledge of navigation and boat handling.

دریانوردی نیاز به دانش ناوبری و کار با قایق دارد.

The sailor's seamanship saved the crew from a dangerous situation.

مهارت‌های دریانوردی ملوان خدمه را از یک وضعیت خطرناک نجات داد.

The maritime academy offers courses in seamanship.

آکادمی دریایی دوره‌هایی در زمینه دریانوردی ارائه می‌دهد.

Improving seamanship can enhance safety at sea.

بهبود مهارت‌های دریانوردی می‌تواند ایمنی در دریا را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید