sebums

[ایالات متحده]/ˈsiːbəm/
[بریتانیا]/ˈsiːbəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده روغنی که توسط غدد چربی ترشح می‌شود؛ ماده چرب از گوسفند یا گاو

عبارات و ترکیب‌ها

excess sebum

چربی اضافی

sebum production

تولید سبوم

sebum levels

سطح سبوم

sebum regulation

تنظیم سبوم

sebum secretion

ترشح سبوم

sebum control

کنترل سبوم

sebum balance

تعادل سبوم

sebum function

عملکرد سبوم

sebum composition

ترکیب سبوم

sebum analysis

تجزیه و تحلیل سبوم

جملات نمونه

excess sebum can lead to oily skin.

چربی اضافی می‌تواند منجر به پوست چرب شود.

some people struggle with sebum production.

برخی افراد با تولید سبوم مشکل دارند.

regular cleansing helps remove excess sebum.

پاکسازی منظم به حذف سبوم اضافی کمک می‌کند.

sebum plays a crucial role in skin health.

سبوم نقش مهمی در سلامت پوست دارد.

clogged pores can be caused by sebum buildup.

مسدود شدن منافذ ممکن است ناشی از تجمع سبوم باشد.

some skincare products target sebum control.

برخی از محصولات مراقبت از پوست هدف کنترل سبوم هستند.

hormones can affect sebum production levels.

هورمون‌ها می‌توانند بر سطح تولید سبوم تأثیر بگذارند.

too little sebum can lead to dry skin.

کمبود سبوم می‌تواند منجر به خشکی پوست شود.

using the right cleanser can balance sebum levels.

استفاده از پاک کننده مناسب می‌تواند سطح سبوم را متعادل کند.

diet can influence the amount of sebum produced.

رژیم غذایی می‌تواند بر میزان سبوم تولید شده تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید