secret_identity

[ایالات متحده]/ˈsiː.krət aɪˈden.tə.ti/
[بریتانیا]/ˈsiː.krət aɪˈden.t̬ə.t̬i/

ترجمه

n. یک هویت که برای پنهان کردن خود واقعی فرد استفاده می‌شود، اغلب توسط کاراکترهای خیالی مانند افراد نجات‌دهنده برای حفظ خود و افراد عزیزشان استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the superhero must maintain a secret_identity to protect his family.

سوپرهرو باید هویت مخفی خود را حفظ کند تا خانواده‌اش را حفظ کند.

her secret_identity was revealed when the wind blew off her mask.

هویت مخفی او وقتی که ماسکش توسط باد پرتاب شد آشکار شد.

he has kept his secret_identity hidden for over twenty years.

او هویت مخفی خود را برای بیش از دو دهه پنهان کرده است.

the detective finally uncovered the criminal's secret_identity.

دétektیو در نهایت هویت مخفی مجرم را کشف کرد.

she assumed a secret_identity to infiltrate the organization.

او یک هویت مخفی پذیرفته تا سازمان را نفوذ کند.

the secret_identity of the famous actor shocked his fans.

هویت مخفی بازیگر معروف باعث شگفتی معجبانش شد.

they worked hard to protect their secret_identity from the press.

آنها سخت کوشیدند تا هویت مخفی خود را از رسانه‌ها محافظت کنند.

living a secret_identity can be emotionally exhausting.

زندگی با یک هویت مخفی می‌تواند خسته کننده احساسی باشد.

his secret_identity was discovered by his best friend.

هویت مخفی او توسط بهترین دوستش کشف شد.

the spy had to hide his secret_identity while on the mission.

کارآگاه باید هویت مخفی خود را در حین انجام مأموریت پنهان کند.

the secret_identity was exposed in today's newspaper headline.

هویت مخفی در عنوان خبر روزنامه امروز آشکار شد.

she struggled to balance her normal life with her secret_identity.

او سعی کرد زندگی معمولی خود را با هویت مخفی خود توازن دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید