sedating

[ایالات متحده]/sɪˈdeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/sɪˈdeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث خواب آلودگی یا آرامش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sedating medication

داروی خواب‌آور

sedating effect

اثر خواب‌آور

sedating properties

ویژگی‌های خواب‌آور

sedating agent

عامل خواب‌آور

sedating dose

دوز خواب‌آور

sedating treatment

درمان خواب‌آور

sedating therapy

درمان خواب‌آور

sedating drugs

داروهای خواب‌آور

sedating actions

عملکرد خواب‌آور

sedating response

پاسخ خواب‌آور

جملات نمونه

the doctor prescribed a sedating medication for my anxiety.

پزشک داروی خواب‌آور برای اضطراب من تجویز کرد.

after a long day, i enjoy a sedating cup of herbal tea.

بعد از یک روز طولانی، من از یک فنجان چای گیاهی خواب‌آور لذت می‌برم.

he found the sedating music helped him fall asleep.

او دریافت که موسیقی آرام‌بخش به او کمک کرد تا به خواب برود.

some animals may require sedating before a veterinary procedure.

برخی از حیوانات ممکن است قبل از یک روش دامپزشکی به خواب‌آور نیاز داشته باشند.

the sedating effects of the drug can last for several hours.

اثرات خواب‌آور دارو می‌تواند تا چند ساعت طول بکشد.

she took a sedating pill to calm her nerves before the presentation.

او برای آرام کردن اعصاب خود قبل از ارائه، یک قرص خواب‌آور مصرف کرد.

his sedating voice made the story even more enjoyable.

صدای آرام‌بخش او داستان را حتی لذت‌بخش‌تر کرد.

they used a sedating agent during the surgery to keep the patient calm.

آنها در طول جراحی از یک عامل خواب‌آور برای آرام نگه داشتن بیمار استفاده کردند.

reading a book before bed can have a sedating effect.

خواندن کتاب قبل از خواب می‌تواند اثر آرام‌بخش داشته باشد.

she prefers sedating treatments for her insomnia.

او درمان‌های آرام‌بخش را برای بی‌خوابی خود ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید