seesawed

[ایالات متحده]/ˈsiːsɔːd/
[بریتانیا]/ˈsiːsɔːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالا و پایین حرکت کردن یا جلو و عقب حرکت کردن؛ بر روی تاب بازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

seesawed back

به عقب تاب خورد

seesawed wildly

به شدت تاب خورد

seesawed between

بین... تاب خورد

seesawed up

به بالا تاب خورد

seesawed down

به پایین تاب خورد

seesawed around

دور و بر تاب خورد

seesawed heavily

با شدت زیاد تاب خورد

seesawed slowly

به آرامی تاب خورد

seesawed lightly

به ملایمت تاب خورد

seesawed frequently

به طور مکرر تاب خورد

جملات نمونه

the stock market seesawed throughout the week.

بازار سهام در طول هفته نوسان داشت.

her emotions seesawed between happiness and sadness.

احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.

the team's performance seesawed during the season.

عملکرد تیم در طول فصل نوسان داشت.

his opinions on the matter seesawed back and forth.

نظرات او در مورد این موضوع رفت و برگشت.

the negotiations seesawed, causing delays.

مذاکرات نوسان داشت و باعث تاخیر شد.

the weather seesawed between sunny and rainy days.

آب و هوا بین روزهای آفتابی و بارانی نوسان داشت.

the game seesawed, keeping fans on the edge of their seats.

بازی نوسان داشت و تماشاگران را در حالت تعلیق نگه داشت.

the child's mood seesawed as he played with his friends.

حالت کودک در حالی که با دوستانش بازی می کرد، نوسان داشت.

her confidence seesawed after receiving mixed feedback.

اعتماد به نفس او پس از دریافت بازخورد مختلط نوسان داشت.

the debate seesawed, with both sides presenting strong arguments.

بحث نوسان داشت، با این که هر دو طرف استدلال های قوی ارائه می دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید