seesawed back
به عقب تاب خورد
seesawed wildly
به شدت تاب خورد
seesawed between
بین... تاب خورد
seesawed up
به بالا تاب خورد
seesawed down
به پایین تاب خورد
seesawed around
دور و بر تاب خورد
seesawed heavily
با شدت زیاد تاب خورد
seesawed slowly
به آرامی تاب خورد
seesawed lightly
به ملایمت تاب خورد
seesawed frequently
به طور مکرر تاب خورد
the stock market seesawed throughout the week.
بازار سهام در طول هفته نوسان داشت.
her emotions seesawed between happiness and sadness.
احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.
the team's performance seesawed during the season.
عملکرد تیم در طول فصل نوسان داشت.
his opinions on the matter seesawed back and forth.
نظرات او در مورد این موضوع رفت و برگشت.
the negotiations seesawed, causing delays.
مذاکرات نوسان داشت و باعث تاخیر شد.
the weather seesawed between sunny and rainy days.
آب و هوا بین روزهای آفتابی و بارانی نوسان داشت.
the game seesawed, keeping fans on the edge of their seats.
بازی نوسان داشت و تماشاگران را در حالت تعلیق نگه داشت.
the child's mood seesawed as he played with his friends.
حالت کودک در حالی که با دوستانش بازی می کرد، نوسان داشت.
her confidence seesawed after receiving mixed feedback.
اعتماد به نفس او پس از دریافت بازخورد مختلط نوسان داشت.
the debate seesawed, with both sides presenting strong arguments.
بحث نوسان داشت، با این که هر دو طرف استدلال های قوی ارائه می دادند.
seesawed back
به عقب تاب خورد
seesawed wildly
به شدت تاب خورد
seesawed between
بین... تاب خورد
seesawed up
به بالا تاب خورد
seesawed down
به پایین تاب خورد
seesawed around
دور و بر تاب خورد
seesawed heavily
با شدت زیاد تاب خورد
seesawed slowly
به آرامی تاب خورد
seesawed lightly
به ملایمت تاب خورد
seesawed frequently
به طور مکرر تاب خورد
the stock market seesawed throughout the week.
بازار سهام در طول هفته نوسان داشت.
her emotions seesawed between happiness and sadness.
احساسات او بین شادی و غم نوسان داشت.
the team's performance seesawed during the season.
عملکرد تیم در طول فصل نوسان داشت.
his opinions on the matter seesawed back and forth.
نظرات او در مورد این موضوع رفت و برگشت.
the negotiations seesawed, causing delays.
مذاکرات نوسان داشت و باعث تاخیر شد.
the weather seesawed between sunny and rainy days.
آب و هوا بین روزهای آفتابی و بارانی نوسان داشت.
the game seesawed, keeping fans on the edge of their seats.
بازی نوسان داشت و تماشاگران را در حالت تعلیق نگه داشت.
the child's mood seesawed as he played with his friends.
حالت کودک در حالی که با دوستانش بازی می کرد، نوسان داشت.
her confidence seesawed after receiving mixed feedback.
اعتماد به نفس او پس از دریافت بازخورد مختلط نوسان داشت.
the debate seesawed, with both sides presenting strong arguments.
بحث نوسان داشت، با این که هر دو طرف استدلال های قوی ارائه می دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید