seism

[ایالات متحده]/saɪzəm/
[بریتانیا]/saɪzəm/

ترجمه

n. زلزله; رویداد لرزه‌ای (نادر)
Word Forms
جمعseisms

عبارات و ترکیب‌ها

seism activity

فعالیت زلزله

seism detection

تشخیص زلزله

seism monitoring

نظارت بر زلزله

seism analysis

تجزیه و تحلیل زلزله

seism data

اطلاعات زلزله

seism waves

امواج زلزله

seism risk

خطر زلزله

seism zone

منطقه زلزله

seism source

منبع زلزله

seism event

رویداد زلزله

جملات نمونه

seism detection technology has improved significantly.

فناوری تشخیص زلزله به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

scientists study seism patterns to predict earthquakes.

دانشمندان الگوهای زلزله را برای پیش بینی زلزله مطالعه می کنند.

the seism of the region was felt miles away.

زلزله منطقه در مناطق دوردست احساس شد.

seism data is crucial for disaster preparedness.

اطلاعات زلزله برای آمادگی در برابر فاجعه بسیار مهم است.

after the seism, many buildings were inspected for damage.

پس از زلزله، بسیاری از ساختمان ها برای بررسی خسارت بازرسی شدند.

engineers design structures to withstand seism activity.

مهندسان سازه هایی را برای مقاومت در برابر فعالیت های زلزله طراحی می کنند.

the seism caused widespread panic among the residents.

زلزله باعث وحشت گسترده در بین ساکنان شد.

seismologists analyze the data from recent quakes.

زمزله شناسان داده های حاصل از زلزله های اخیر را تجزیه و تحلیل می کنند.

understanding seism behavior helps in urban planning.

درک رفتار زلزله به برنامه ریزی شهری کمک می کند.

they installed seism sensors throughout the city.

آنها سنسورهای زلزله را در سراسر شهر نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید