semester

[ایالات متحده]/sɪˈmestə(r)/
[بریتانیا]/sɪˈmestər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترم تحصیلی؛ نیم سال

طول یک ترم بسته به سیستم و برنامه مدرسه متفاوت است.

عبارات و ترکیب‌ها

Spring semester

نیمه سال بهار

Fall semester

نیمه سال پاییز

Summer semester

نیمه سال تابستان

Winter semester

نیمه سال زمستان

جملات نمونه

At the end of the semester students are examined in every subject.

در پایان ترم تحصیلی، دانشجویان در هر درسی امتحان می‌شوند.

worked a few field trips into the semester's calendar.

چند سفر میدانی را در برنامه ترم تحصیلی قرار داد.

lectures were called off so students could cram for the semester finals.

به دلیل آمادگی دانشجویان برای امتحانات نیمه سال، سخنرانی‌ها لغو شد.

This semester I am taking five classes.

این ترم من در حال گذراندن پنج کلاس هستم.

She is studying hard this semester to improve her grades.

او این ترم سخت درس می‌کند تا نمرات خود را بهبود بخشد.

The semester is almost over, and exams are coming up.

ترم تقریباً به پایان رسیده است و امتحانات در پیش است.

I have a lot of assignments due this semester.

من تکالیف زیادی برای تحویل در این ترم دارم.

During the semester break, I plan to travel.

در تعطیلات بین ترم، قصد دارم سفر کنم.

He struggled to keep up with the pace of the semester.

او برای هماهنگی با سرعت ترم تلاش کرد.

The semester flew by quickly.

ترم به سرعت گذشت.

I need to register for next semester's classes soon.

من باید به زودی برای کلاس‌های ترم بعد ثبت نام کنم.

The professor extended the deadline for the semester project.

استاد مهلت تحویل پروژه ترم را تمدید کرد.

I have a part-time job this semester to earn extra money.

من این ترم یک شغل پاره وقت دارم تا پول بیشتری به دست بیاورم.

نمونه‌های واقعی

I am on the honor roll this semester.

من در این ترم در لیست افتخارات قرار دارم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

I may teach another class this semester.

شاید این ترم یک کلاس دیگر تدریس کنم.

منبع: Friends Season 6

His grades are inferior to mine this semester.

نمرات او در این ترم از من پایین‌تر است.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I am teaching hybrid this semester myself.

من خودم در این ترم به صورت ترکیبی تدریس می‌کنم.

منبع: VOA Standard English_Americas

She said her first semester was magical.

او گفت اولین ترم او جادویی بود.

منبع: The Washington Post

Alex had to take the semester off.

الکس مجبور شد این ترم را مرخصی بگیرد.

منبع: Modern Family - Season 08

Good. Well, you see, I’m planning to take chemistry this semester.

خوب. خب، شما می‌بینید، من قصد دارم در این ترم رشته شیمی را امتحان کنم.

منبع: New Horizons College English Audio-Visual Course (Third Edition)

She moved into a new single this semester.

او در این ترم به یک اتاق مجرد جدید نقل مکان کرد.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

He finished out the semester with an A.

او این ترم را با نمره A به پایان رساند.

منبع: Postgraduation English

I regret to inform you that you flunked three subjects this semester.

متاسفم که باید به شما اطلاع دهم که شما در سه درس مردود شده‌اید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید