exams

[ایالات متحده]/[ɪɡˈzæmz]/
[بریتانیا]/[ɪɡˈzæms]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزیابی‌ها؛ آزمون‌ها؛ مجموعه‌ای از آزمون‌ها یا ارزیابی‌ها
v. آزمودن یا ارزیابی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

take exams

پر گرفتن امتحان

past exams

امتحانات گذشته

exam results

نتایج امتحان

exam time

زمان امتحان

preparing for exams

آماده شدن برای امتحان

exam period

مدت زمان امتحان

exam hall

سالن امتحان

exam paper

برگه امتحانی

final exams

امتحانات نهایی

exam stress

اضطراب امتحان

جملات نمونه

i'm really nervous about the upcoming exams.

من واقعاً در مورد امتحانات پیش رو مضطربم.

she always studies hard for her exams.

او همیشه برای امتحاناتش سخت درس می کند.

the exams were more difficult than i expected.

امتحانات سخت تر از آن چیزی بودند که انتظار داشتم.

we need to prepare thoroughly for the exams.

ما باید به طور کامل برای امتحانات آماده شویم.

he failed his exams due to lack of preparation.

او به دلیل نداشتن آمادگی در امتحاناتش مردود شد.

the university entrance exams are very competitive.

امتحانات ورودی دانشگاه بسیار رقابتی هستند.

are you ready for your exams next week?

آیا شما برای امتحانات هفته آینده آماده هستید؟

the results of the exams will be posted online.

نتایج امتحانات به صورت آنلاین منتشر خواهد شد.

she aced all her exams with excellent scores.

او با نمرات عالی در همه امتحاناتش موفق عمل کرد.

the professor reviewed the material covered in the exams.

این استاد مطالب مورد پوشش در امتحانات را بررسی کرد.

he's taking several important exams this semester.

او در این ترم چندین امتحان مهم دارد.

the school cancelled the exams due to the storm.

به دلیل طوفان، مدرسه امتحانات را لغو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید