sended

[ایالات متحده]/ˈsɛndɪd/
[بریتانیا]/ˈsɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی یا چیزی را ارسال یا فرستادن
vi. ارسال کردن یا ارسال شدن
adj. برای ارسال کردن استفاده می شود

عبارات و ترکیب‌ها

sended message

پیام ارسال شده

sended email

ایمیل ارسال شده

sended file

فایل ارسال شده

sended request

درخواست ارسال شده

sended notification

اعلان ارسال شده

sended invoice

فاکتور ارسال شده

sended report

گزارش ارسال شده

sended confirmation

تایید ارسال شده

sended alert

هشدار ارسال شده

sended update

به‌روزرسانی ارسال شده

جملات نمونه

she sended an email to confirm the meeting.

او یک ایمیل برای تایید جلسه ارسال کرد.

they sended the invitations last week.

آنها دعوت‌نامه‌ها را هفته گذشته ارسال کردند.

he sended the package to the wrong address.

او بسته را به آدرس اشتباه ارسال کرد.

we sended the application before the deadline.

ما درخواست را قبل از مهلت مقرر ارسال کردیم.

have you sended the details to the client?

آیا جزئیات را برای مشتری ارسال کرده‌اید؟

she sended a text to check on him.

او یک پیامک برای پیگیری او ارسال کرد.

they sended out a survey to gather feedback.

آنها یک نظرسنجی برای جمع‌آوری بازخورد ارسال کردند.

i sended a reminder for the upcoming event.

من یک یادآوری برای رویداد آینده ارسال کردم.

he sended the files as requested.

او فایل‌ها را همانطور که درخواست شده ارسال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید