sentimentalists

[ایالات متحده]/ˌsɛntɪ'mɛntəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور مفرط حساس یا احساسی است، به ویژه در واقعیت یا در داستان.

جملات نمونه

She is often seen as a sentimentalist because of her love for romantic movies.

او اغلب به دلیل علاقه اش به فیلم های عاشقانه به عنوان یک احساس گرا تلقی می شود.

As a sentimentalist, he tends to get emotional over small things.

به عنوان یک احساس گرا، او معمولاً به خاطر مسائل کوچک احساساتی می شود.

She's a sentimentalist at heart, always cherishing memories and sentimental items.

او از صمیم قلب یک احساس گراست، همیشه خاطرات و وسایل احساسی را گرامی می دارد.

The sentimentalists in the group were moved to tears by the touching story.

احساس گراها در گروه تحت تأثیر داستان دلنشین به گریه افتادند.

He's a sentimentalist when it comes to family traditions.

وقتی صحبت از سنت های خانوادگی می شود، او یک احساس گراست.

The sentimentalists among us couldn't help but cry during the emotional scene in the movie.

احساس گراهای بین ما نتوانستند در طول صحنه احساسی فیلم از گریه کردن خودداری کنند.

She's often accused of being a sentimentalist because of her tendency to romanticize the past.

او اغلب به دلیل تمایلش به ایده‌آل کردن گذشته به عنوان یک احساس گرا متهم می شود.

The novel is a favorite among sentimentalists for its nostalgic portrayal of a bygone era.

این رمان به دلیل به تصویر کشیدن نوستالژیک یک دوران گذشته در میان احساس گراها مورد علاقه است.

Despite his tough exterior, he is a sentimentalist when it comes to his children.

با وجود ظاهر سخت او، وقتی صحبت از فرزندانش می شود، او یک احساس گراست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید