sentries

[ایالات متحده]/ˈsɛntriz/
[بریتانیا]/ˈsɛntriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبانان; سربازانی که برای نگهبانی مستقر هستند
v. سوم شخص مفرد از نگهبان; نگهبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

guarding sentries

نگهبانان منتظر

stationary sentries

نگهبانان ثابت

watchful sentries

نگهبانان مراقب

elite sentries

نگهبانان نخبه

armed sentries

نگهبانان مسلح

silent sentries

نگهبانان خاموش

patrolling sentries

نگهبانان گشت‌زن

vigilant sentries

نگهبانان هوشیار

frozen sentries

نگهبانان منجمد

ghostly sentries

نگهبانان شبح‌وار

جملات نمونه

the sentries stood guard at the entrance.

نگهبانان در ورودی نگهبانی می‌دادند.

we could see the sentries patrolling the perimeter.

ما می‌توانستیم نگهبانانی را که در حال گشت‌زنی در اطراف بودند ببینیم.

the sentries were alert and ready for any threat.

نگهبانان هوشیار و برای هرگونه تهدید آماده بودند.

at night, the sentries changed shifts every few hours.

در شب، نگهبانان هر چند ساعت یکبار شیفت می‌دادند.

the sentries reported any unusual activity immediately.

نگهبانان هرگونه فعالیت غیرمعمول را بلافاصله گزارش می‌دادند.

during the ceremony, sentries stood proudly in their uniforms.

در طول مراسم، نگهبانان با افتخار در یونیفرم خود ایستاده بودند.

the sentries were trained to handle various situations.

نگهبانان برای مقابله با شرایط مختلف آموزش دیده بودند.

we admired the sentries as they marched in formation.

ما به نگهبانانی که در آرایش رژه می‌رفتند، افتخار می‌کردیم.

the sentries communicated using hand signals.

نگهبانان با استفاده از نشانه‌های دستی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند.

each sentry was equipped with a radio for emergencies.

هر نگهبان برای شرایط اضطراری به یک رادیو مجهز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید