ethnic separatism
گروهگرایی قومی
regional separatism
گروهگرایی منطقهای
The government cracked down on separatism in the region.
دولت با جدیت به سرکوب جداییطلبی در منطقه پرداخت.
The group was accused of promoting separatism.
گروه به ترویج جداییطلبی متهم شد.
The country is facing challenges related to separatism.
کشور با چالشهای مرتبط با جداییطلبی روبرو است.
The movement for separatism gained momentum in recent years.
جنبش جداییطلبی در سالهای اخیر قدرت گرفته است.
The region declared independence, fueling separatism in neighboring areas.
منطقه استقلال خود را اعلام کرد و باعث تشدید جداییطلبی در مناطق همسایه شد.
The government is concerned about the rise of separatism among certain communities.
دولت در مورد افزایش جداییطلبی در میان برخی از جوامع نگران است.
The separatism movement has been met with strong opposition from the international community.
جنبش جداییطلبی با مخالفت قوی جامعه بینالمللی روبرو شده است.
The political party was accused of supporting separatism.
حزب سیاسی به حمایت از جداییطلبی متهم شد.
The region has a history of separatism dating back decades.
منطقه سابقه طولانی در جداییطلبی دارد که به دههها بازمیگردد.
The government is taking measures to prevent the spread of separatism.
دولت اقداماتی را برای جلوگیری از گسترش جداییطلبی انجام میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید