seraphic

[ایالات متحده]/səˈræfɪk/
[بریتانیا]/səˈræfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا مشخصه یک سرافیم؛ فرشته‌وار و خوشبخت.

عبارات و ترکیب‌ها

seraphic smile

لبخند سریری

جملات نمونه

Her seraphic smile lit up the room.

لبخند سریشیش اتاق را روشن کرد.

The singer's seraphic voice brought tears to the audience's eyes.

صدای سریشی خواننده باعث شد اشک در چشمان مخاطبان جاری شود.

He had a seraphic expression on his face as he played the piano.

وقتی پیانو می‌نواخت، چهره‌اش حالتی سریشی داشت.

The baby's seraphic laughter filled the house with joy.

خنده‌های سریشی نوزاد خانه را با شادی پر کرد.

She had a seraphic aura about her that made everyone feel at ease.

او هاله‌ای سریشی داشت که باعث می‌شد همه احساس آرامش کنند.

The painting depicted a seraphic scene of angels in the clouds.

در نقاشی صحنه‌ای سریشی از فرشتگان در آسمان به تصویر کشیده شده بود.

His seraphic nature made him a beloved figure in the community.

طبع سریشی او باعث شد در جامعه شخصیتی محبوب باشد.

The actress had a seraphic beauty that captivated audiences worldwide.

زیبایی سریشی بازیگر باعث جذب مخاطبان در سراسر جهان شد.

The sunset painted the sky in seraphic hues of pink and gold.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های صورتی و طلایی سریشی رنگ‌آمیزی کرد.

His seraphic presence brought a sense of peace to those around him.

حضور سریشی او حسی از آرامش را برای کسانی که در اطرافش بودند به ارمغان آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید