sermonizer

[ایالات متحده]/[ˈsɜːmənˌaɪzə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈsɜːrmənˌaɪzər]/

ترجمه

n. فردی که درس‌های دینی را ارائه می‌دهد؛ فردی که به طور طولانی یا ملال‌آور درس می‌گوید.
v. ارائه دادن درس‌های دینی؛ درس گفتن به طور طولانی یا ملال‌آور.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a seasoned sermonizer

یک خطیب با تجربه

the sermonizer spoke

خطیب سخن گفت

becoming a sermonizer

شدن به خطیب

the young sermonizer

خطیب جوان

sermonizer's words

کلمات خطیب

a fervent sermonizer

یک خطیب شیعه

sermonizer preaching

خطیب در حال خطابت

the local sermonizer

خطیب محلی

sermonizer delivered

خطیب ارائه داد

aspiring sermonizer

خطیب در حال امید

جملات نمونه

the self-proclaimed sermonizer lectured us for hours about proper etiquette.

آمر متعهد خود را به ما برای ساعات در مورد رفتار مناسب سخنرانی کرد.

he was a tiresome sermonizer, always correcting everyone's grammar.

او یک آمر خسته‌کننده بود که همیشه گرامر همه را اصلاح می‌کرد.

the politician acted as a sermonizer, scolding the audience for their lack of enthusiasm.

سیاستمدار به عنوان یک آمر عمل کرد و به دلیل کمبود انگیزه جمع حاضر را مورد انتقاد قرار داد.

we avoided the sermonizer at the family gathering; he was relentless.

ما در جمع خانوادگی از آمر فرار دادیم؛ او بی‌وقفه بود.

the sermonizer’s lengthy speech bored most of the congregation.

خطبه طولانی آمر بیشتر جمع جمعه را خسته کرد.

despite his position, he wasn't a particularly effective sermonizer.

در این رتبه‌ای که داشت، او یک آمر خاصا مؤثر نبود.

the community needed a compassionate leader, not just a stern sermonizer.

جامعه به یک رهبر مerciful نیاز داشت، نه فقط یک آمر سخت‌گیر.

she dismissed him as a pompous sermonizer with no practical solutions.

او را به عنوان یک آمر خودخواه که راه‌حل‌های عملی نداشت، نادیده گرفت.

the experienced mentor offered guidance, unlike the judgmental sermonizer.

مربی تجربه‌دار راهنمایی ارائه داد، در حالی که آمر قضاوت‌گر نمی‌کرد.

he became a celebrated sermonizer after publishing his influential book.

پس از انتشار کتاب تأثیرگذار خود، او به یک آمر معروف تبدیل شد.

the crowd grew restless under the sermonizer’s monotonous tone.

جمع جمعه تحت گوینده‌ای که دل‌بسته بود، ناامید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید