servants

[ایالات متحده]/ˈsɜːv(ə)nts/
[بریتانیا]/ˈsɜrvənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع خدمتکار؛ کارمندان؛ افرادی که به دیگران تابع هستند؛ چیزهایی که خدمت می‌کنند؛ کارکنان پذیرایی

عبارات و ترکیب‌ها

household servants

خدمتکاران خانگی

servants' quarters

اتاق‌های خدمتکاران

servants' rights

حقوق خدمتکاران

trusted servants

خدمتکاران مورد اعتماد

loyal servants

خدمتکاران وفادار

servants' duties

وظایف خدمتکاران

servants' wages

دستمزد خدمتکاران

servants' revolt

قیام خدمتکاران

servants' attire

لباس خدمتکاران

servants' loyalty

وفاداری خدمتکاران

جملات نمونه

the king had many loyal servants.

شاه تعداد زیادی خادم وفادار داشت.

servants are often required to follow strict rules.

اغلب از خادمان خواسته می شود قوانین سختگیرانه را رعایت کنند.

she treated her servants with kindness.

او با مهربانی با خادمان خود رفتار می کرد.

many servants worked tirelessly for their masters.

بسیاری از خادمان بدون خستگی برای اربابان خود کار می کردند.

in the past, servants lived in the houses of the wealthy.

در گذشته، خادمان در خانه های ثروتمندان زندگی می کردند.

servants often had to rise early in the morning.

اغلب خادمان مجبور بودند صبح زود از خواب بیدار شوند.

some servants were skilled in various trades.

برخی از خادمان در مشاغل مختلف مهارت داشتند.

servants played a crucial role in household management.

خادمان نقش مهمی در مدیریت خانه ایفا می کردند.

she inherited her family's servants when her parents passed away.

وقتی والدینش فوت کردند، او وارث خادمان خانواده خود شد.

servants were often seen as part of the family.

اغلب خادمان به عنوان بخشی از خانواده دیده می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید