servicewomen

[ایالات متحده]/ˈsɜːvɪsˌwʊmən/
[بریتانیا]/ˈsɜrvɪsˌwʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که در ارتش خدمت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

servicewoman leader

رهبر زن خدمتگزار

servicewoman role

نقش زن خدمتگزار

servicewoman uniform

نظم پوششی زن خدمتگزار

servicewoman duties

وظایف زن خدمتگزار

servicewoman training

آموزش زن خدمتگزار

servicewoman support

حمایت از زن خدمتگزار

servicewoman experience

تجربه زن خدمتگزار

servicewoman career

مسیر شغلی زن خدمتگزار

servicewoman contributions

همکاری‌های زن خدمتگزار

servicewoman achievements

دستاوردهای زن خدمتگزار

جملات نمونه

the servicewoman displayed exceptional leadership skills.

سرباز زن مهارت‌های رهبری استثنایی از خود نشان داد.

many servicewomen serve in various branches of the military.

بسیاری از سربازان زن در شاخه‌های مختلف ارتش خدمت می‌کنند.

the servicewoman received a medal for her bravery.

سرباز زن به خاطر شجاعت خود مدال دریافت کرد.

she is a dedicated servicewoman who loves her country.

او یک سرباز زن متعهد است که کشورش را دوست دارد.

the servicewoman trained hard to improve her skills.

سرباز زن سخت تمرین کرد تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

servicewomen play a crucial role in national defense.

سربازان زن نقش مهمی در دفاع ملی ایفا می‌کنند.

the servicewoman shared her experiences with young recruits.

سرباز زن تجربیات خود را با سربازان جدید در میان گذاشت.

her mother was also a servicewoman in the navy.

مادرش نیز یک سرباز زن در نیروی دریایی بود.

the servicewoman's commitment inspired her peers.

متعهد بودن سرباز زن الهام بخش همکارانش بود.

as a servicewoman, she faced many challenges.

به عنوان یک سرباز زن، او با چالش‌های زیادی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید