serviceperson

[ایالات متحده]/ˈsɜːvɪsˌpɜːsən/
[بریتانیا]/ˈsɜrvɪsˌpɜrsən/

ترجمه

n. فردی که خدماتی ارائه می‌دهد یا در ظرفیت خدماتی کار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

serviceperson support

حمایت از پرسنل خدماتی

serviceperson training

آموزش پرسنل خدماتی

serviceperson role

نقش پرسنل خدماتی

serviceperson duties

وظایف پرسنل خدماتی

serviceperson benefits

مزایای پرسنل خدماتی

serviceperson recognition

شناسایی پرسنل خدماتی

serviceperson uniform

نظم پوشش پرسنل خدماتی

serviceperson feedback

بازخورد پرسنل خدماتی

serviceperson experience

تجربه پرسنل خدماتی

serviceperson guidelines

دستورالعمل‌های پرسنل خدماتی

جملات نمونه

the serviceperson helped me with my order.

خدمتکار به من در سفارش‌ام کمک کرد.

every serviceperson deserves respect for their hard work.

هر خدمتکاری شایسته احترام برای تلاش‌های سخت‌شان است.

the serviceperson provided excellent customer support.

خدمتکار از پشتیبانی مشتری عالی ارائه داد.

i spoke with a serviceperson about my concerns.

من در مورد نگرانی‌هایم با یک خدمتکار صحبت کردم.

the serviceperson was very knowledgeable about the products.

خدمتکار درباره محصولات بسیار آگاه بود.

she is a dedicated serviceperson who goes above and beyond.

او یک خدمتکار متعهد است که فراتر از وظایف خود عمل می‌کند.

it is important to train every serviceperson properly.

آموزش مناسب هر خدمتکار بسیار مهم است.

the serviceperson greeted us with a warm smile.

خدمتکار با لبخند گرمی از ما استقبال کرد.

we appreciate the serviceperson's quick response to our needs.

ما از پاسخ سریع خدمتکار به نیازهایمان قدردانی می‌کنیم.

each serviceperson plays a vital role in the team.

هر خدمتکاری نقش حیاتی در تیم ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید