setters

[ایالات متحده]/ˈsɛtəz/
[بریتانیا]/ˈsɛtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع setter؛ نوعی سگ شکاری؛ جمع setter؛ نژادی از سگ که به عنوان English Setter شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

goal setters

تعیین‌کنندگان هدف

trend setters

تعیین‌کنندگان روند

rule setters

تعیین‌کنندگان قانون

pace setters

تعیین‌کنندگان سرعت

standard setters

تعیین‌کنندگان استاندارد

content setters

تعیین‌کنندگان محتوا

example setters

تعیین‌کنندگان نمونه

style setters

تعیین‌کنندگان سبک

boundary setters

تعیین‌کنندگان مرز

جملات نمونه

setters are known for their friendly nature.

افراد علاقمند به سگ‌ها می‌دانند که سِترها طبیعت دوستانه‌ای دارند.

many people prefer setters as family pets.

بسیاری از مردم سِترها را به عنوان حیوان خانگی ترجیح می‌دهند.

setters require regular exercise to stay healthy.

سِترها برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

training setters can be a rewarding experience.

آموزش سِترها می‌تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

setters are excellent hunting companions.

سِترها همراهان شکار عالی هستند.

many setters enjoy swimming in the water.

بسیاری از سِترها از شنا کردن در آب لذت می‌برند.

setters need socialization from a young age.

سِترها از سنین پایین به تعاملات اجتماعی نیاز دارند.

grooming setters is essential to maintain their coat.

آرايش دادن سِترها برای حفظ پوشش آنها ضروری است.

setters are often used in field trials.

سِترها اغلب در مسابقات میدانی استفاده می‌شوند.

people admire the beauty of setters at dog shows.

افراد زیبایی سِترها را در نمایشگاه‌های سگ تحسین می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید