sexing

[ایالات متحده]/sɛks/
[بریتانیا]/sɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت مرد یا زن بودن; تمایل جنسی; فعالیت یا رابطه جنسی
vt. تشخیص جنسیت; برانگیختن تمایل جنسی در

عبارات و ترکیب‌ها

sex appeal

جذابیت جنسی

sex education

آموزش جنسی

sex life

زندگی جنسی

sex drive

تمایل جنسی

sex symbol

نماد جنسیت

sex worker

کارگر جنسی

sex offender

متخلف جنسی

sex change

تغییر جنسیت

sex shop

فروشگاه جنسیت

sex scene

صحنه جنسی

جملات نمونه

they had a discussion about sex education in schools.

آنها در مورد آموزش جنسی در مدارس بحث و گفتگو کردند.

sexual orientation is an important aspect of identity.

گرایش جنسی جنبه مهمی از هویت است.

many cultures have different views on sex and relationships.

فرهنگ‌های بسیاری دیدگاه‌های متفاوتی در مورد مسائل جنسی و روابط دارند.

understanding consent is crucial in any sexual relationship.

درک رضایت در هر رابطه جنسی حیاتی است.

sexual health is an important part of overall well-being.

سلامت جنسی بخشی مهم از سلامت کلی است.

they organized a workshop on safe sex practices.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد روش‌های جنسی ایمن برگزار کردند.

sex can be a complex topic for many people.

مسائل جنسی می‌تواند برای بسیاری از افراد موضوع پیچیده‌ای باشد.

she wrote a book addressing the myths surrounding sex.

او کتابی در مورد رد باورهای غلط پیرامون مسائل جنسی نوشت.

open communication about sex can strengthen relationships.

ارتباطات آزادانه در مورد مسائل جنسی می‌تواند روابط را تقویت کند.

sexual education should be included in the curriculum.

آموزش جنسی باید در برنامه درسی گنجانده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید