shadowings

[ایالات متحده]/ˈʃædoʊɪŋz/
[بریتانیا]/ˈʃædoʊɪŋz/

ترجمه

v. پنهان کردن؛ پوشاندن؛ محافظت کردن؛ سایه انداختن بر چیزی
n. سایه‌ها؛ پیروان؛ تصاویر؛ شکل‌های تیره

عبارات و ترکیب‌ها

shadowing the target

Persian_translation

shadowing behavior

Persian_translation

جملات نمونه

the morning light created soft shadowings on the garden wall.

نور صبح، سایه‌های ملایمی روی دیوار باغ ایجاد کرد.

the trees cast dark shadowings across the meadow.

درختان سایه‌های تیره‌ای را در سراسر چمنزار گسترش دادند.

researchers studied linguistic shadowings to understand speech patterns.

محققان الگوهای زبانی را برای درک الگوهای گفتاری مطالعه کردند.

the dancer's movements created elegant shadowings on the stage.

حرکات رقصنده، سایه‌های ظریفی روی صحنه ایجاد کرد.

evening brought gentle shadowings to the quiet village.

عصر، سایه‌های ملایمی را به روستای آرام آورد.

the clouds caused shifting shadowings on the mountain slopes.

ابرها باعث ایجاد سایه‌های متغیری روی склоны کوهستان شد.

children played among the playground's playful shadowings.

کودکان در میان سایه‌های بازیگوش زمین بازی کردند.

the old house had mysterious shadowings in every corner.

خانه قدیمی در هر گوشه سایه‌های مرموزی داشت.

she perfected the technique through repeated shadowings of native speakers.

او با تکرار تمرین‌های تلفظی از زبان‌مادران، این تکنیک را کامل کرد.

the artist captured beautiful shadowings in her landscape paintings.

هنرمند سایه‌های زیبا را در نقاشی‌های منظره خود به تصویر کشید.

the sun's angle changed the shadowings throughout the day.

زاویه خورشید در طول روز سایه‌ها را تغییر داد.

winter brought long, melancholic shadowings to the streets.

زمستان سایه‌های طولانی و دلگیر را به خیابان‌ها آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید