surveillances

[ایالات متحده]/sɜːˈveɪlənsɪz/
[بریتانیا]/sɜrˈveɪlənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نظارت یا مشاهده کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

security surveillances

نظارت‌های امنیتی

video surveillances

نظارت‌های تصویری

digital surveillances

نظارت‌های دیجیتال

public surveillances

نظارت‌های عمومی

covert surveillances

نظارت‌های پنهانی

remote surveillances

نظارت‌های از راه دور

constant surveillances

نظارت‌های دائمی

active surveillances

نظارت‌های فعال

electronic surveillances

نظارت‌های الکترونیکی

intensive surveillances

نظارت‌های فشرده

جملات نمونه

the government has increased surveillances in public areas.

دولت نظارت‌ها را در مناطق عمومی افزایش داده است.

surveillances can help prevent crime in urban environments.

نظارت‌ها می‌توانند به پیشگیری از جرم در محیط‌های شهری کمک کنند.

many businesses rely on surveillances for security purposes.

بسیاری از مشاغل برای اهداف امنیتی به نظارت‌ها متکی هستند.

surveillances are often used in airports to enhance safety.

اغلب از نظارت‌ها در فرودگاه‌ها برای افزایش ایمنی استفاده می‌شود.

privacy concerns arise with increased surveillances.

نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی با افزایش نظارت‌ها مطرح می‌شوند.

surveillances can provide valuable evidence in investigations.

نظارت‌ها می‌توانند شواهد ارزشمندی در تحقیقات ارائه دهند.

technological advancements have improved the quality of surveillances.

پیشرفت‌های فناوری کیفیت نظارت‌ها را بهبود بخشیده‌اند.

surveillances are essential for monitoring large crowds.

نظارت‌ها برای نظارت بر جمعیت زیاد ضروری هستند.

surveillances can deter potential offenders from committing crimes.

نظارت‌ها می‌توانند مهار کنند متخلفان احتمالی از ارتکاب جرم.

surveillances should be conducted ethically and responsibly.

نظارت‌ها باید به طور اخلاقی و مسئولانه انجام شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید