shagginess

[ایالات متحده]/ˈʃæɡɪnəs/
[بریتانیا]/ˈʃæɡɪnəs/

ترجمه

n. حالت پشمالو بودن یا داشتن موهای بلند و پشمالو؛ وضعیت انبوه و بیش از حد رشد کرده

عبارات و ترکیب‌ها

shagginess factor

ضریب وزانت

shagginess level

سطح وزانت

shagginess style

سبک وزانت

shagginess trend

روند وزانت

shagginess appeal

جذابیت وزانت

shagginess quality

کیفیت وزانت

shagginess look

ظاهر وزانت

shagginess effect

اثر وزانت

shagginess control

کنترل وزانت

shagginess maintenance

نگهداری وزانت

جملات نمونه

the dog's shagginess made it look adorable.

ریش‌دار بودن سگ باعث می‌شد به نظر دوست‌داشتنی بیاید.

her shagginess was a result of neglecting her grooming routine.

ریش‌دار بودن او نتیجه بی‌توجهی به روتین مراقبت از خود بود.

shagginess can make a pet appear more friendly.

ریش‌دار بودن می‌تواند باعث شود یک حیوان خانگی بیشتر دوستانه به نظر برسد.

the shagginess of the carpet added to the room's charm.

ریش‌دار بودن فرش به جذابیت اتاق اضافه کرد.

shagginess in hairstyles can be trendy and stylish.

ریش‌دار بودن در مدل موها می‌تواند مد و شیک باشد.

he loved the shagginess of his old sweater.

او عاشق ریش‌دار بودن ژاکت قدیمی‌اش بود.

shagginess is often associated with a laid-back lifestyle.

ریش‌دار بودن اغلب با یک سبک زندگی آرام مرتبط است.

the shagginess of the sheep's wool was impressive.

ریش‌دار بودن پشم گوسفندان چشمگیر بود.

she embraced her natural shagginess and stopped straightening her hair.

او از ریش‌دار بودن طبیعی خود استقبال کرد و از صاف کردن موهایش دست کشید.

shagginess can be a sign of a well-loved pet.

ریش‌دار بودن می‌تواند نشانه‌ای از یک حیوان خانگی دوست‌داشتنی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید