shagginess factor
ضریب وزانت
shagginess level
سطح وزانت
shagginess style
سبک وزانت
shagginess trend
روند وزانت
shagginess appeal
جذابیت وزانت
shagginess quality
کیفیت وزانت
shagginess look
ظاهر وزانت
shagginess effect
اثر وزانت
shagginess control
کنترل وزانت
shagginess maintenance
نگهداری وزانت
the dog's shagginess made it look adorable.
ریشدار بودن سگ باعث میشد به نظر دوستداشتنی بیاید.
her shagginess was a result of neglecting her grooming routine.
ریشدار بودن او نتیجه بیتوجهی به روتین مراقبت از خود بود.
shagginess can make a pet appear more friendly.
ریشدار بودن میتواند باعث شود یک حیوان خانگی بیشتر دوستانه به نظر برسد.
the shagginess of the carpet added to the room's charm.
ریشدار بودن فرش به جذابیت اتاق اضافه کرد.
shagginess in hairstyles can be trendy and stylish.
ریشدار بودن در مدل موها میتواند مد و شیک باشد.
he loved the shagginess of his old sweater.
او عاشق ریشدار بودن ژاکت قدیمیاش بود.
shagginess is often associated with a laid-back lifestyle.
ریشدار بودن اغلب با یک سبک زندگی آرام مرتبط است.
the shagginess of the sheep's wool was impressive.
ریشدار بودن پشم گوسفندان چشمگیر بود.
she embraced her natural shagginess and stopped straightening her hair.
او از ریشدار بودن طبیعی خود استقبال کرد و از صاف کردن موهایش دست کشید.
shagginess can be a sign of a well-loved pet.
ریشدار بودن میتواند نشانهای از یک حیوان خانگی دوستداشتنی باشد.
shagginess factor
ضریب وزانت
shagginess level
سطح وزانت
shagginess style
سبک وزانت
shagginess trend
روند وزانت
shagginess appeal
جذابیت وزانت
shagginess quality
کیفیت وزانت
shagginess look
ظاهر وزانت
shagginess effect
اثر وزانت
shagginess control
کنترل وزانت
shagginess maintenance
نگهداری وزانت
the dog's shagginess made it look adorable.
ریشدار بودن سگ باعث میشد به نظر دوستداشتنی بیاید.
her shagginess was a result of neglecting her grooming routine.
ریشدار بودن او نتیجه بیتوجهی به روتین مراقبت از خود بود.
shagginess can make a pet appear more friendly.
ریشدار بودن میتواند باعث شود یک حیوان خانگی بیشتر دوستانه به نظر برسد.
the shagginess of the carpet added to the room's charm.
ریشدار بودن فرش به جذابیت اتاق اضافه کرد.
shagginess in hairstyles can be trendy and stylish.
ریشدار بودن در مدل موها میتواند مد و شیک باشد.
he loved the shagginess of his old sweater.
او عاشق ریشدار بودن ژاکت قدیمیاش بود.
shagginess is often associated with a laid-back lifestyle.
ریشدار بودن اغلب با یک سبک زندگی آرام مرتبط است.
the shagginess of the sheep's wool was impressive.
ریشدار بودن پشم گوسفندان چشمگیر بود.
she embraced her natural shagginess and stopped straightening her hair.
او از ریشدار بودن طبیعی خود استقبال کرد و از صاف کردن موهایش دست کشید.
shagginess can be a sign of a well-loved pet.
ریشدار بودن میتواند نشانهای از یک حیوان خانگی دوستداشتنی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید