shakinesses

[ایالات متحده]/ˈʃeɪkɪnəs/
[بریتانیا]/ˈʃeɪkɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت لرزیدن یا ناپایداری؛ عدم استحکام یا ثبات

عبارات و ترکیب‌ها

emotional shakiness

ناپایداری عاطفی

physical shakiness

لرزش فیزیکی

shakiness in confidence

ناپایداری در اعتماد به نفس

shakiness of hands

لرزش دست‌ها

shakiness in voice

لرزش صدا

shakiness of mind

ناپایداری ذهن

shakiness of faith

ناپایداری ایمان

shakiness in performance

ناپایداری در عملکرد

shakiness of plans

ناپایداری برنامه‌ها

shakiness in relationships

ناپایداری در روابط

جملات نمونه

the shakiness of her voice revealed her nerves.

لرزش صدای او نشان‌دهندهٔ عصبی بودنش بود.

the shakiness in his hands made it difficult to write.

لرزش دست‌هایش نوشتن را دشوار می‌کرد.

after the earthquake, there was a noticeable shakiness in the buildings.

پس از زلزله، لرزش قابل توجهی در ساختمان‌ها وجود داشت.

the shakiness of the bridge raised concerns about its safety.

لرزش پل نگرانی در مورد ایمنی آن ایجاد کرد.

she tried to hide the shakiness of her hands while speaking.

او سعی کرد لرزش دست‌هایش را در حین صحبت کردن پنهان کند.

his shakiness during the presentation was evident to everyone.

لرزش او در طول ارائه برای همه آشکار بود.

the shakiness of the video made it hard to watch.

لرزش فیلم تماشای آن را دشوار می‌کرد.

she felt a shakiness in her legs after the long hike.

او بعد از پیاده‌روی طولانی، لرزشی در پاهایش احساس کرد.

his shakiness in decision-making cost the team a lot.

لرزش او در تصمیم‌گیری هزینه زیادی برای تیم داشت.

the shakiness of the economy has led to uncertainty.

لرزش اقتصاد منجر به عدم قطعیت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید