shallownesses

[ایالات متحده]/ˈʃæl.əʊ.nəs/
[بریتانیا]/ˈʃæl.oʊ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطحی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

emotional shallowness

سطحی بودن احساسی

shallowness of thought

سطحی بودن تفکر

shallowness in relationships

سطحی بودن در روابط

shallowness of character

سطحی بودن شخصیت

shallowness of knowledge

سطحی بودن دانش

shallowness of experience

سطحی بودن تجربه

shallowness of understanding

سطحی بودن درک

shallowness in art

سطحی بودن در هنر

shallowness of insight

سطحی بودن بینش

shallowness of purpose

سطحی بودن هدف

جملات نمونه

her shallowness prevents her from forming deep connections.

سطحی بودن او مانع از ایجاد ارتباطات عمیق می‌شود.

the shallowness of the conversation was disappointing.

سطحی بودن مکالمه ناامیدکننده بود.

he often criticizes the shallowness of popular culture.

او اغلب از سطحی بودن فرهنگ عامه انتقاد می‌کند.

shallowness in relationships can lead to loneliness.

سطحی بودن در روابط می‌تواند منجر به تنهایی شود.

her shallowness is evident in her lack of interests.

سطحی بودن او در فقدان علایقش آشکار است.

the shallowness of the pool is safe for children.

سطح کم استخر برای کودکان ایمن است.

he struggled with the shallowness of his own thoughts.

او با سطحی بودن افکار خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

many people overlook the shallowness of their judgments.

بسیاری از مردم از سطحی بودن قضاوت‌های خود غافلند.

the shallowness of her arguments made them easy to dismiss.

سطحی بودن استدلال‌های او باعث می‌شد که رد کردن آن‌ها آسان باشد.

he realized the shallowness of his ambitions.

او متوجه سطحی بودن جاه‌طلبی‌های خود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید