shaming

[ایالات متحده]/ˈʃeɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃeɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری shame; به ننگ یا بی‌احترامی کشاندن; باعث شدن که کسی احساس شرمندگی کند; باعث شدن که کسی احساس حقارت کند

عبارات و ترکیب‌ها

body shaming

اظهار نظر تحقیرآمیز درباره بدن

fat shaming

چاق‌نمایی

slut shaming

تبلیغ فحشایی

shaming culture

فرهنگ تحقیر

shaming tactics

تاکتیک‌های تحقیر

shaming language

زبان تحقیر

shaming comments

نظرات تحقیرآمیز

shaming behavior

رفتار تحقیرآمیز

peer shaming

تحقیر همسالان

social shaming

تحقیر اجتماعی

جملات نمونه

shaming others for their choices is not acceptable.

تمسخر دیگران به خاطر انتخاب‌هایشان قابل قبول نیست.

body shaming can lead to serious mental health issues.

تمسخر ظاهری می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامت روان شود.

online shaming has become a widespread problem.

تمسخر آنلاین به یک مشکل فراگیر تبدیل شده است.

shaming someone in public can be very damaging.

تمسخر کسی در حضور عموم می‌تواند بسیار آسیب‌زا باشد.

we should focus on educating rather than shaming.

ما باید بر آموزش تمرکز کنیم تا اینکه تمسخر کنیم.

shaming tactics often backfire and create more conflict.

تاکتیک‌های تمسخر اغلب شکست می‌خورند و باعث ایجاد بیشتر درگیری می‌شوند.

she spoke out against body shaming in her speech.

او در سخنرانی خود با تمسخر ظاهری مخالفت کرد.

shaming someone for their appearance is hurtful.

تمسخر کسی به خاطر ظاهرش آسیب‌زا است.

we must challenge the culture of shaming in society.

ما باید فرهنگ تمسخر را در جامعه به چالش بکشیم.

shaming can discourage people from being themselves.

تمسخر می‌تواند از مردم بترساند که خودشان باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید