shashlik

[ایالات متحده]/ˈʃæʃlɪk/
[بریتانیا]/ˈʃɑːʃlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای کبابی و سیخ‌کشی شده از گوشت، که اغلب در آشپزی اروپای شرقی و خاورمیانه یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

grilled shashlik

شاشلیک گریل شده

shashlik skewers

شاخ شیشلیک

spicy shashlik

شاشلیک تند

shashlik recipe

دستور تهیه شاشلیک

shashlik sauce

سس شاشلیک

traditional shashlik

شاشلیک سنتی

shashlik party

جشن شاشلیک

tasty shashlik

شاشلیک خوشمزه

shashlik marinade

مایه شاشلیک

vegetable shashlik

شاشلیک سبزیجات

جملات نمونه

shashlik is a popular dish in many countries.

شیشلیک یک غذای محبوب در بسیاری از کشورها است.

we enjoyed shashlik at the outdoor barbecue.

ما از خوردن شیشلیک در باربکیوی فضای باز لذت بردیم.

shashlik is often served with fresh vegetables.

شیشلیک اغلب با سبزیجات تازه سرو می شود.

he marinated the meat before grilling the shashlik.

او گوشت را قبل از کباب کردن شیشلیک مزه دار کرد.

shashlik can be made with various types of meat.

شیشلیک را می توان با انواع مختلف گوشت تهیه کرد.

they served shashlik with a side of rice.

آنها شیشلیک را با یک سینی برنج سرو کردند.

we are going to try making shashlik this weekend.

ما قصد داریم این آخر هفته شیشلیک درست کنیم.

shashlik is often enjoyed with a glass of red wine.

شیشلیک اغلب با یک لیوان شراب قرمز لذت می برد.

the recipe for shashlik is quite simple.

دستور تهیه شیشلیک بسیار ساده است.

during the festival, shashlik was the main attraction.

در طول جشنواره، شیشلیک جاذبه اصلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید