sheepshead

[ایالات متحده]/ˈʃiːpshɛd/
[بریتانیا]/ˈʃiːpshɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر گوسفند; یک فرد احمق; سر گوسفند; ماهی درام قرمز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sheepshead fish

ماهی شيپسهد

sheepshead catch

گرفتن شيپسهد

sheepshead season

فصل شيپسهد

sheepshead recipe

دستور پخت شيپسهد

sheepshead fishing

ماهیگیری شيپسهد

sheepshead bait

طعمه شيپسهد

sheepshead habitat

زیستگاه شيپسهد

sheepshead size

اندازه شيپسهد

sheepshead limit

محدودیت شيپسهد

sheepshead grill

باربکیو شيپسهد

جملات نمونه

she caught a large sheepshead while fishing.

او یک ماهی شيپسهد بزرگ را در حین ماهیگیری صید کرد.

we enjoyed a delicious sheepshead dinner last night.

ما شام شيپسهد خوشمزه ای را شب گذشته میل کردیم.

sheepshead are known for their unique teeth.

ماهی شيپسهد به دلیل دندان های منحصر به فردشان شناخته می شوند.

he often goes sheepshead fishing on weekends.

او اغلب آخر هفته ها به ماهیگیری شيپسهد می رود.

the sheepshead is a popular target for anglers.

ماهی شيپسهد یک هدف محبوب برای ماهیگیران است.

she learned how to clean a sheepshead properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک ماهی شيپسهد را تمیز کند.

sheepshead can be found in both salt and freshwater.

ماهی شيپسهد را می توان هم در آب شور و هم در آب شیرین یافت.

he shared his favorite sheepshead recipe with us.

او دستور پخت مورد علاقه خود ماهی شيپسهد را با ما به اشتراک گذاشت.

they often host sheepshead fishing tournaments.

آنها اغلب مسابقات ماهیگیری شيپسهد برگزار می کنند.

she is passionate about studying sheepshead behavior.

او به مطالعه رفتار ماهی شيپسهد علاقه مند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید