| جمع | shekelss |
spend shekels
هزینه کردن شکلهای پولی
earn shekels
بدست آوردن شکلهای پولی
save shekels
پس انداز کردن شکلهای پولی
invest shekels
سرمایه گذاری کردن روی شکلهای پولی
count shekels
شمارش شکلهای پولی
offer shekels
پیشنهاد کردن شکلهای پولی
receive shekels
دریافت کردن شکلهای پولی
waste shekels
دور ریختن شکلهای پولی
convert shekels
تبدیل کردن شکلهای پولی
borrow shekels
قرض گرفتن شکلهای پولی
he paid for the meal in shekels.
او برای صرف غذا به پول شِکِل پرداخت.
she saved up enough shekels for a vacation.
او برای یک تعطیلات پول کافی شِکِل پس انداز کرد.
the price of the book is fifty shekels.
قیمت کتاب پنجاه شِکِل است.
they exchanged dollars for shekels at the bank.
آنها دلار را در بانک با شِکِل عوض کردند.
he won a bet and received a few shekels.
او شرط بندی برد و چند شِکِل دریافت کرد.
she spent her last shekels on groceries.
او آخرین شِکِل های خود را برای خرید مواد غذایی خرج کرد.
investing in shekels can be a smart choice.
سرمایه گذاری در شِکِل می تواند انتخاب هوشمندی باشد.
he found some old shekels in his drawer.
او چند شِکِل قدیمی در کشوی خود پیدا کرد.
she earned a decent amount of shekels this month.
او این ماه مقدار قابل توجهی شِکِل به دست آورد.
they budgeted their shekels carefully for the trip.
آنها بودجه شِکِل های خود را برای سفر با دقت برنامه ریزی کردند.
spend shekels
هزینه کردن شکلهای پولی
earn shekels
بدست آوردن شکلهای پولی
save shekels
پس انداز کردن شکلهای پولی
invest shekels
سرمایه گذاری کردن روی شکلهای پولی
count shekels
شمارش شکلهای پولی
offer shekels
پیشنهاد کردن شکلهای پولی
receive shekels
دریافت کردن شکلهای پولی
waste shekels
دور ریختن شکلهای پولی
convert shekels
تبدیل کردن شکلهای پولی
borrow shekels
قرض گرفتن شکلهای پولی
he paid for the meal in shekels.
او برای صرف غذا به پول شِکِل پرداخت.
she saved up enough shekels for a vacation.
او برای یک تعطیلات پول کافی شِکِل پس انداز کرد.
the price of the book is fifty shekels.
قیمت کتاب پنجاه شِکِل است.
they exchanged dollars for shekels at the bank.
آنها دلار را در بانک با شِکِل عوض کردند.
he won a bet and received a few shekels.
او شرط بندی برد و چند شِکِل دریافت کرد.
she spent her last shekels on groceries.
او آخرین شِکِل های خود را برای خرید مواد غذایی خرج کرد.
investing in shekels can be a smart choice.
سرمایه گذاری در شِکِل می تواند انتخاب هوشمندی باشد.
he found some old shekels in his drawer.
او چند شِکِل قدیمی در کشوی خود پیدا کرد.
she earned a decent amount of shekels this month.
او این ماه مقدار قابل توجهی شِکِل به دست آورد.
they budgeted their shekels carefully for the trip.
آنها بودجه شِکِل های خود را برای سفر با دقت برنامه ریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید