shewing

[ایالات متحده]/ˈʃəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃoʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نمایش دادن; خودنمایی (فعل گذشته مشارک نمایش دادن)
n. نمایش; نشانه (معادل نمایش دادن); (شخصی) نام; (بریتانیا) شیو

عبارات و ترکیب‌ها

shewing interest

نشان دادن علاقه

shewing signs

نشان دادن علائم

shewing support

نشان دادن حمایت

shewing concern

نشان دادن نگرانی

shewing respect

نشان دادن احترام

shewing effort

نشان دادن تلاش

shewing potential

نشان دادن پتانسیل

shewing talent

نشان دادن استعداد

shewing ability

نشان دادن توانایی

shewing progress

نشان دادن پیشرفت

جملات نمونه

shewing great skill in her craft, she impressed everyone.

با نشان دادن مهارت فوق العاده در حرفه خود، او همه را تحت تاثیر قرار داد.

the artist is shewing her latest work at the gallery.

هنرمند آخرین اثر خود را در گالری به نمایش می گذارد.

he was shewing signs of fatigue after the long journey.

او پس از سفر طولانی، علائم خستگی را نشان می داد.

she is shewing interest in learning new languages.

او علاقه مند به یادگیری زبان های جدید است.

they are shewing their support for the local charity.

آنها از حمایت خود از خیریه محلی حمایت می کنند.

she was shewing her talent in the performance.

او استعداد خود را در اجرا به نمایش گذاشت.

he is shewing a lot of enthusiasm for the project.

او اشتیاق زیادی برای پروژه نشان می دهد.

the teacher is shewing patience while explaining the lesson.

معلم در حالی که درس را توضیح می دهد، صبر خود را نشان می دهد.

she is shewing her determination to succeed.

او مصمم است که موفق شود.

they are shewing their gratitude for the help received.

آنها از کمک هایی که دریافت کرده اند، قدردانی خود را نشان می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید