shinnies up
شینی ها به سمت بالا
shinnies down
شینی ها به سمت پایین
shinnies away
شینی ها دور
shinnies off
شینی ها خاموش
shinnies around
شینی ها اطراف
shinnies past
شینی ها گذشته
shinnies back
شینی ها عقب
shinnies in
شینی ها داخل
shinnies out
شینی ها خارج
shinnies along
شینی ها در طول
children love to play shinnies in the winter.
کودکان عاشق بازی با شینیز در زمستان هستند.
he showed off his shinnies to his friends.
او شینیزهای خود را به دوست پسرانش نشان داد.
the kids had a competition to see who could do the best shinnies.
کودکان مسابقهای داشتند تا ببینند چه کسی میتواند بهترین شینیز را انجام دهد.
shinnies are a fun way to enjoy the snow.
شینیزها راه سرگرمکنندهای برای لذت بردن از برف هستند.
she practiced her shinnies every weekend.
او هر آخر هفته شینیزهای خود را تمرین میکرد.
learning shinnies can be challenging but rewarding.
یادگیری شینیز میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
they laughed as they attempted their first shinnies.
آنها در حالی که سعی میکردند اولین شینیز خود را انجام دهند، خندیدند.
shinnies require balance and coordination.
شینیزها نیاز به تعادل و هماهنگی دارد.
she wore special gear for her shinnies.
او برای شینیزهای خود لباسهای مخصوص پوشید.
the instructor taught them how to perform shinnies safely.
مربی به آنها نحوه انجام ایمن شینیز را آموزش داد.
shinnies up
شینی ها به سمت بالا
shinnies down
شینی ها به سمت پایین
shinnies away
شینی ها دور
shinnies off
شینی ها خاموش
shinnies around
شینی ها اطراف
shinnies past
شینی ها گذشته
shinnies back
شینی ها عقب
shinnies in
شینی ها داخل
shinnies out
شینی ها خارج
shinnies along
شینی ها در طول
children love to play shinnies in the winter.
کودکان عاشق بازی با شینیز در زمستان هستند.
he showed off his shinnies to his friends.
او شینیزهای خود را به دوست پسرانش نشان داد.
the kids had a competition to see who could do the best shinnies.
کودکان مسابقهای داشتند تا ببینند چه کسی میتواند بهترین شینیز را انجام دهد.
shinnies are a fun way to enjoy the snow.
شینیزها راه سرگرمکنندهای برای لذت بردن از برف هستند.
she practiced her shinnies every weekend.
او هر آخر هفته شینیزهای خود را تمرین میکرد.
learning shinnies can be challenging but rewarding.
یادگیری شینیز میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
they laughed as they attempted their first shinnies.
آنها در حالی که سعی میکردند اولین شینیز خود را انجام دهند، خندیدند.
shinnies require balance and coordination.
شینیزها نیاز به تعادل و هماهنگی دارد.
she wore special gear for her shinnies.
او برای شینیزهای خود لباسهای مخصوص پوشید.
the instructor taught them how to perform shinnies safely.
مربی به آنها نحوه انجام ایمن شینیز را آموزش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید