shish

[ایالات متحده]/[ʃɪʃ]/
[بریتانیا]/[ʃɪʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کیک کوچک و گرد، معمولاً از آرد، مخمر و شکر تهیه شده، اغلب سرخ شده؛ نوعی شیرینی خمیری سرخ شده، محبوب در روسیه و سایر کشورهای اروپای شرقی.

عبارات و ترکیب‌ها

shish kebab

کباب شیش

shish to

به شیش

shish up

بالای شیش

shish out

بیرون از شیش

shish around

اطراف شیش

shish away

دور از شیش

shish back

پشت شیش

shish off

خاموش شیش

shish down

پایین شیش

shish on

روشن شیش

جملات نمونه

the company's shish kabobs are a customer favorite.

کباب شیش شرکت، مورد علاقه مشتریان است.

we ordered a platter of shish for the barbecue.

ما یک بشقاب شیش برای باربیکیو سفارش دادیم.

the aroma of shish sizzling on the grill was irresistible.

بوی شیش در حال جوشیدن روی گریل غیرقابل مقاومت بود.

he skillfully prepared the shish with a marinade.

او با سلیقه و مهارت شیش را با یک ماریناد آماده کرد.

shish is a popular dish at middle eastern restaurants.

شیش یک غذای محبوب در رستوران‌های خاورمیانه است.

they served shish with rice and a side salad.

آنها شیش را با برنج و یک سالاد جانبی سرو کردند.

the chef recommended the lamb shish as a specialty.

سرآشپز شیش بره را به عنوان یک غذای ویژه توصیه کرد.

we enjoyed the flavorful shish at the food festival.

ما از شیش خوشمزه در جشنواره غذا لذت بردیم.

the recipe called for marinated shish and vegetables.

دستور غذا نیاز به شیش ماریناد شده و سبزیجات داشت.

shish is often served with pita bread and hummus.

شیش اغلب با نان پیتا و חומוס سرو می شود.

the restaurant is known for its authentic shish.

رستوران به خاطر شیش اصیلش معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید