kabob

[ایالات متحده]/kəˈbɒb/
[بریتانیا]/kəˈbɑːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کباب شده گوشت یا سبزیجات، که معمولاً گریل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

chicken kabob

کباب مرغ

beef kabob

کباب گوشت گاو

vegetable kabob

کباب سبزیجات

lamb kabob

کباب گوشت بره

grilled kabob

کباب گریل شده

spicy kabob

کباب تند

kabob platter

سینی کباب

kabob skewers

سیخ کباب

kabob sauce

سس کباب

chicken kabobs

کباب‌های مرغ

جملات نمونه

i love to eat a chicken kabob with garlic sauce.

من عاشق خوردن کباب مرغ با سس سیر هستم.

we grilled some delicious beef kabobs for the barbecue.

ما کباب گوشت خوشمزه را برای باربکیو گریل کردیم.

she ordered a vegetable kabob at the restaurant.

او کباب سبزیجات در رستوران سفارش داد.

he marinated the chicken before making the kabob.

او قبل از درست کردن کباب، مرغ را مزه‌دار کرد.

my favorite dish is lamb kabob served with rice.

غذا مورد علاقه من کباب بره است که با برنج سرو می‌شود.

they enjoyed spicy shrimp kabobs during the picnic.

آنها از کباب میگوی تند در هنگام پیک نیک لذت بردند.

we should try making kabobs at home this weekend.

ما باید سعی کنیم این آخر هفته کباب را در خانه درست کنیم.

the kabob stand was very popular at the food festival.

غرفه کباب در جشنواره غذا بسیار محبوب بود.

he likes to add peppers and onions to his kabobs.

او دوست دارد فلفل و پیاز به کباب های خود اضافه کند.

they served the kabobs with a side of tzatziki sauce.

آنها کباب را با سس تزاتزیکی سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید