shoebox

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جعبه‌ای برای نگهداری کفش‌ها.
Word Forms
جمعshoeboxes

جملات نمونه

She stored her old photographs in a shoebox.

او عكس‌های قدیمی خود را در یک جعبه كفش نگهداری می‌کرد.

The shoebox was filled with various knick-knacks.

جعبه كفش پر از اشیاء مختلف تزئینی بود.

He used a shoebox to organize his collection of baseball cards.

او از یک جعبه كفش برای مرتب كردن مجموعه كارت‌های بیس بال خود استفاده كرد.

I found a scorpion hiding in the shoebox.

من عقرب پنهان شده در جعبه كفش را پیدا كردم.

The shoebox was too small to fit his boots.

جعبه كفش خیلی كوچك بود كه نتوانست كفش‌هایش را در آن جا دهد.

She kicked the shoebox out of frustration.

او از سر ناامیدی جعبه كفش را لگد زد.

The shoebox label had faded over time.

برچسب جعبه كفش در طول زمان محو شده بود.

He used the shoebox as a makeshift storage container.

او از جعبه كفش به عنوان یک ظرف نگهداری موقت استفاده كرد.

The shoebox contained a pair of brand new sneakers.

جعبه كفش یک جفت كفش ورزشی نو داشت.

She found a hidden compartment in the shoebox.

او یک محفظه پنهان در جعبه كفش پیدا كرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید