shoemaker

[ایالات متحده]/'ʃuːmeɪkə/
[بریتانیا]/'ʃʊ'mekɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کفش می‌سازد یا تعمیر می‌کند.

جملات نمونه

Can you recommend me a good shoemaker?

آیا می‌توانید یک کفاش خوب را به من توصیه کنید؟

Six awl make a shoemaker.

شش سوزن یک کفاش را می‌سازد.

The shoemaker repaired the worn-out soles of my favorite shoes.

کفاش کفی‌های کهنه و فرسوده کفش‌های مورد علاقه من را تعمیر کرد.

The shoemaker crafted a beautiful pair of leather boots for the customer.

کفاش یک جفت چکمه چرمی زیبا برای مشتری ساخت.

The shoemaker's shop was filled with the smell of leather and shoe polish.

فروشگاه کفاش پر از بوی چرم و صیقلی کفش بود.

The shoemaker used a hammer and nails to attach the sole to the shoe.

کفاش از چکش و میخ برای اتصال کفه به کفش استفاده کرد.

The shoemaker's hands were skilled at stitching and mending shoes.

دست‌های کفاش در دوختن و تعمیر کفش مهارت داشتند.

The shoemaker measured the customer's feet to ensure a perfect fit.

کفاش برای اطمینان از اندازه مناسب، پای مشتری را اندازه گیری کرد.

The shoemaker's tools included a stitching awl, leather scissors, and a shoe last.

ابزارهای کفاش شامل سوزن دوخت، قیچی چرم و قالب کفش بود.

The shoemaker displayed a variety of shoe styles in the window of the shop.

کفاش انواع مختلف مدل‌های کفش را در ویترین مغازه به نمایش گذاشت.

The shoemaker repaired the broken heel of the customer's high heels.

کفاش پاشنه شکسته کفش‌های پاشنه بلند مشتری را تعمیر کرد.

The shoemaker's craftsmanship was renowned for its quality and attention to detail.

مهارت کفاش به دلیل کیفیت و توجه به جزئیات مشهور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید