shooed away
دور كردند
shooed off
دور كردند
shooed them
آنها را دور كردند
shooed back
دور كردند و برگشتند
shooed out
بیرون دور كردند
shooed away birds
پرندگان را دور كردند
shooed the cat
گربه را دور كردند
shooed the dog
سگ را دور كردند
shooed the kids
بچه ها را دور كردند
shooed insects
حشرات را دور كردند
the cat was shooed away from the dinner table.
گربه از سر میز شام دور رانده شد.
he shooed the dog out of the garden.
او سگ را از باغ بیرون راند.
she shooed the flies away with her hand.
او مگسها را با دست خود دور کرد.
the teacher shooed the students into the classroom.
معلم دانشآموزان را به کلاس درس فرستاد.
the mother shooed her children outside to play.
مادر بچهها را بیرون فرستاد تا بازی کنند.
he shooed the intruder off his property.
او متجاوز را از ملک خود بیرون راند.
she shooed away the pigeons from the park bench.
او کبوترها را از نیمکت پارک دور کرد.
the farmer shooed the cows back into the barn.
کشاورز گاوها را به داخل طویله بازگرداند.
he shooed the kids away from the busy street.
او بچهها را از خیابان شلوغ دور کرد.
she shooed her friends out of the kitchen to clean up.
او از دوستانش خواستند تا برای تمیز کردن از آشپزخانه بیرون بیایند.
shooed away
دور كردند
shooed off
دور كردند
shooed them
آنها را دور كردند
shooed back
دور كردند و برگشتند
shooed out
بیرون دور كردند
shooed away birds
پرندگان را دور كردند
shooed the cat
گربه را دور كردند
shooed the dog
سگ را دور كردند
shooed the kids
بچه ها را دور كردند
shooed insects
حشرات را دور كردند
the cat was shooed away from the dinner table.
گربه از سر میز شام دور رانده شد.
he shooed the dog out of the garden.
او سگ را از باغ بیرون راند.
she shooed the flies away with her hand.
او مگسها را با دست خود دور کرد.
the teacher shooed the students into the classroom.
معلم دانشآموزان را به کلاس درس فرستاد.
the mother shooed her children outside to play.
مادر بچهها را بیرون فرستاد تا بازی کنند.
he shooed the intruder off his property.
او متجاوز را از ملک خود بیرون راند.
she shooed away the pigeons from the park bench.
او کبوترها را از نیمکت پارک دور کرد.
the farmer shooed the cows back into the barn.
کشاورز گاوها را به داخل طویله بازگرداند.
he shooed the kids away from the busy street.
او بچهها را از خیابان شلوغ دور کرد.
she shooed her friends out of the kitchen to clean up.
او از دوستانش خواستند تا برای تمیز کردن از آشپزخانه بیرون بیایند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید