evicted

[ایالات متحده]/ɪˈvɪktɪd/
[بریتانیا]/ɪˈvɪktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را از یک ملک یا زمین از طریق فرآیند قانونی اخراج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

evicted tenant

مستاج اخراج شده

evicted from home

از خانه اخراج شده

evicted notice

اطلاع اخراج

evicted landlord

مالک اخراج شده

evicted apartment

آپارتمان اخراج شده

evicted residents

ساکنان اخراج شده

evicted property

ملک اخراج شده

evicted group

گروه اخراج شده

evicted family

خانواده اخراج شده

evicted rights

حقوق اخراج شده

جملات نمونه

the tenants were evicted due to non-payment of rent.

اجاره‌نشینان به دلیل پرداخت نکردن اجاره اخراج شدند.

after several warnings, he was finally evicted from the apartment.

پس از چندین اخطار، او سرانجام از آپارتمان اخراج شد.

being evicted can be a traumatic experience for families.

اخراج شدن می‌تواند یک تجربه آسیب‌زا برای خانواده‌ها باشد.

the landlord decided to evict the noisy neighbors.

مالک تصمیم گرفت همسایه‌های مزاحم را اخراج کند.

she received an eviction notice in the mail.

او اخطاریه اخراج را از طریق پست دریافت کرد.

they were evicted from their home after the foreclosure.

آنها پس از تملک ملک از خانه خود اخراج شدند.

many people are facing eviction due to the economic crisis.

بسیاری از مردم به دلیل بحران اقتصادی با خطر اخراج مواجه هستند.

the court ordered the evicted family to leave immediately.

دادگاه دستور داد خانواده اخراج شده فوراً آنجا را ترک کنند.

he fought against being evicted but lost the case.

او با تمام وجود برای جلوگیری از اخراجش تلاش کرد اما در پرونده شکست خورد.

evicted tenants often struggle to find new housing.

اجاره‌نشینان اخراج شده اغلب برای یافتن مسکن جدید تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید