shopgirls

[ایالات متحده]/ˈʃɒpɡɜːl/
[بریتانیا]/ˈʃɑːpɡɜrl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کارمند زن در یک فروشگاه

عبارات و ترکیب‌ها

shopgirl style

سبک دختر مغازه‌دار

shopgirl fashion

مد دختر مغازه‌دار

shopgirl life

زندگی دختر مغازه‌دار

shopgirl attitude

نگاه دختر مغازه‌دار

shopgirl vibe

فضای دختر مغازه‌دار

shopgirl uniform

لباس دختر مغازه‌دار

shopgirl duties

وظایف دختر مغازه‌دار

shopgirl perks

مزایای دختر مغازه‌دار

shopgirl dreams

رویاهای دختر مغازه‌دار

shopgirl experience

تجربه دختر مغازه‌دار

جملات نمونه

the shopgirl greeted me with a warm smile.

فروشنده جوان با لبخندی گرم به من خوشامد گفت.

she worked as a shopgirl during her summer vacation.

او در طول تعطیلات تابستانی خود به عنوان یک فروشنده جوان کار می کرد.

the shopgirl helped me find the perfect dress.

فروشنده جوان به من کمک کرد تا لباس مناسب را پیدا کنم.

the shopgirl recommended a great book to me.

فروشنده جوان یک کتاب عالی به من پیشنهاد کرد.

as a shopgirl, she learned valuable customer service skills.

به عنوان یک فروشنده جوان، او مهارت های ارزشمند خدمات مشتری را آموخت.

the shopgirl was busy restocking the shelves.

فروشنده جوان مشغول دوباره پر کردن قفسه ها بود.

many shopgirls enjoy the interaction with customers.

بسیاری از فروشنده های جوان از تعامل با مشتریان لذت می برند.

the shopgirl offered me a discount on my purchase.

فروشنده جوان تخفیفی برای خرید من به من پیشنهاد داد.

after her shift, the shopgirl went out with friends.

بعد از شیفت، فروشنده جوان با دوستان بیرون رفت.

the shopgirl's fashion sense impressed everyone.

حس مد فروشنده جوان همه را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید