shopman

[ایالات متحده]/ˈʃɒpmən/
[بریتانیا]/ˈʃɑpmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالک یا کارمند فروشگاه؛ تعمیرکار در یک فروشگاه
Word Forms
جمعshopmen

عبارات و ترکیب‌ها

shopman assistant

دستیار فروشنده

shopman duties

وظایف فروشنده

shopman uniform

لباس فرم فروشنده

shopman training

آموزش فروشنده

shopman salary

حقوق فروشنده

shopman role

نقش فروشنده

shopman position

موقعیت فروشنده

shopman skills

مهارت‌های فروشنده

shopman tasks

وظایف فروشنده

shopman experience

تجربه فروشنده

جملات نمونه

the shopman greeted me with a smile.

فروشنده با لبخند به من خوشامد گفت.

the shopman helped me find the right size.

فروشنده به من کمک کرد تا سایز مناسب را پیدا کنم.

i asked the shopman for a discount.

من از فروشنده برای تخفیف درخواست کردم.

the shopman recommended a popular product.

فروشنده یک محصول محبوب را توصیه کرد.

the shopman was very knowledgeable about the items.

فروشنده درباره محصولات بسیار آگاه بود.

i thanked the shopman for his assistance.

من از فروشنده برای کمکش تشکر کردم.

the shopman wrapped my purchase carefully.

فروشنده خرید من را با دقت بسته‌بندی کرد.

the shopman offered to carry my bags.

فروشنده پیشنهاد کرد که چمدان‌های من را حمل کند.

i had a pleasant conversation with the shopman.

من با فروشنده یک مکالمه دلپذیر داشتم.

the shopman informed me about the store's return policy.

فروشنده اطلاعاتی در مورد سیاست بازگشت فروشگاه به من داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید