| جمع | shopwalkers |
shopwalker duties
وظایف راهنمای فروشگاه
shopwalker uniform
لباس فرم راهنمای فروشگاه
shopwalker role
نقش راهنمای فروشگاه
shopwalker training
آموزش راهنمای فروشگاه
shopwalker position
موقعیت راهنمای فروشگاه
shopwalker service
خدمات راهنمای فروشگاه
shopwalker guide
راهنمای راهنمای فروشگاه
shopwalker assistant
دستیار راهنمای فروشگاه
shopwalker tasks
وظایف راهنمای فروشگاه
shopwalker responsibilities
مسئولیتهای راهنمای فروشگاه
the shopwalker helped me find the right aisle.
راهنمای فروشگاه به من کمک کرد تا راهرو مناسب را پیدا کنم.
as a shopwalker, he greets customers with a smile.
به عنوان یک راهنمای فروشگاه، او با لبخند با مشتریان خوش و بشو می کند.
the shopwalker informed me about the latest discounts.
راهنمای فروشگاه اطلاعات مربوط به آخرین تخفیفات را در اختیار من قرار داد.
she works as a shopwalker in a busy department store.
او به عنوان یک راهنمای فروشگاه در یک فروشگاه بزرگ شلوغ کار می کند.
the shopwalker assisted me with my shopping list.
راهنمای فروشگاه به من در تهیه لیست خرید کمک کرد.
shopwalkers are essential for customer service in stores.
راهنمایان فروشگاه برای ارائه خدمات به مشتریان در فروشگاه ها ضروری هستند.
the shopwalker recommended some popular products.
راهنمای فروشگاه برخی از محصولات محبوب را به من توصیه کرد.
during busy hours, the shopwalker manages the crowd.
در ساعات شلوغ، راهنمای فروشگاه جمعیت را مدیریت می کند.
the shopwalker provided information about store policies.
راهنمای فروشگاه اطلاعاتی در مورد سیاست های فروشگاه ارائه داد.
being a shopwalker requires good communication skills.
راهنمای فروشگاه بودن نیاز به مهارت های ارتباطی خوب دارد.
shopwalker duties
وظایف راهنمای فروشگاه
shopwalker uniform
لباس فرم راهنمای فروشگاه
shopwalker role
نقش راهنمای فروشگاه
shopwalker training
آموزش راهنمای فروشگاه
shopwalker position
موقعیت راهنمای فروشگاه
shopwalker service
خدمات راهنمای فروشگاه
shopwalker guide
راهنمای راهنمای فروشگاه
shopwalker assistant
دستیار راهنمای فروشگاه
shopwalker tasks
وظایف راهنمای فروشگاه
shopwalker responsibilities
مسئولیتهای راهنمای فروشگاه
the shopwalker helped me find the right aisle.
راهنمای فروشگاه به من کمک کرد تا راهرو مناسب را پیدا کنم.
as a shopwalker, he greets customers with a smile.
به عنوان یک راهنمای فروشگاه، او با لبخند با مشتریان خوش و بشو می کند.
the shopwalker informed me about the latest discounts.
راهنمای فروشگاه اطلاعات مربوط به آخرین تخفیفات را در اختیار من قرار داد.
she works as a shopwalker in a busy department store.
او به عنوان یک راهنمای فروشگاه در یک فروشگاه بزرگ شلوغ کار می کند.
the shopwalker assisted me with my shopping list.
راهنمای فروشگاه به من در تهیه لیست خرید کمک کرد.
shopwalkers are essential for customer service in stores.
راهنمایان فروشگاه برای ارائه خدمات به مشتریان در فروشگاه ها ضروری هستند.
the shopwalker recommended some popular products.
راهنمای فروشگاه برخی از محصولات محبوب را به من توصیه کرد.
during busy hours, the shopwalker manages the crowd.
در ساعات شلوغ، راهنمای فروشگاه جمعیت را مدیریت می کند.
the shopwalker provided information about store policies.
راهنمای فروشگاه اطلاعاتی در مورد سیاست های فروشگاه ارائه داد.
being a shopwalker requires good communication skills.
راهنمای فروشگاه بودن نیاز به مهارت های ارتباطی خوب دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید